ترجمه انصاریان - سوره صافات
 

به نام خدا که رحمتش بي‌اندازه است و مهرباني‌اش هميشگي.

سوگند به صف بستگان [مانند فرشتگان، نمازگزاران و جهادگران] که صفي [منظم و استوار] بسته اند، (1)

و به بازدارندگان که [انسان را از گناهان] به شدت باز مي دارند، (2)

و به تلاوت کنندگان وحي، (3)

که بي ترديد معبود شما يگانه است، (4)

پروردگار آسمان ها وزمين وآنچه ميان آنهاست، و پروردگار مشرق ها، (5)

همانا ما آسمان دنيا را به زيور ستارگان آراستيم، (6)

و آن را از هر شيطان سرکشي حفظ کرديم، (7)

آنان نمي توانند به سخنان فرشتگان بسيار مکرم و شريف گوش فرا دهند، و [هرگاه به گوش دادن برخيزند] از هر سو [شهاب] به سويشان پرتاب مي شود، (8)

تا با خفت وخواري رانده شوند، وبراي آنان عذابي هميشگي است، (9)

مگر آنکه شيطاني خبري را [دزدانه و] با سرعت بربايد [و فرار کند] که در اين صورت گلوله اي آتشين و شکافنده او را دنبال مي کند(10)

پس از منکران معاد بپرس: آيا آفرينش آنان سخت تر و دشوارتر است يا آنچه [مانند فرشتگان، آسمان ها، زمين، کوه ها و...] آفريده ايم؟ [به يقين آفرينش آنان کاري ناچيز است چون] ما آنان را از گِلي چسبنده آفريده ايم، (11)

بلکه [تو از انکارشان] تعجب مي کني و آنان مسخره مي کنند، (12)

و هنگامي که به آنان تذکر، مي دهند متذکّر نمي شوند؛ (13)

و چون معجزه اي را مي بينند به شدت مسخره مي کنند [و ديگران را هم به مسخره وامي دارند] ( 14 )

و مي گويند: اين جز جادويي آشکار نيست. ( 15 )

[مي گويند:] آيا زماني که ما مُرديم و خاک و استخوان شديم، حتماً برانگيخته مي شويم؟ (16)

و آيا پدران پيشين ما [هم برانگيخته مي شوند؟] ( 17 )

بگو: آري، [برانگيخته مي شويد] در حالي که خوار و ناچيز هستيد. ( 18 )

جز اين نيست که آن يک فرياد عظيم است که [وقتي واقع شود] ناگاه [همه زنده مي شوند و حيرت زده منظره قيامت را] مي نگرند،(19)

و مي گويند: اي واي بر ما! اين روز جزاست! ( 20 ) [

آري] اين همان روز جدايي [ميان حق و باطل] است که همواره آن را انکار مي کرديد. ( 21 ) [

آن گاه ندا رسد:] ستمکاران و هم رديفان آنان و معبودهايي را که همواره به جاي خدا مي پرستيدند، گرد آوريد. ( 22 )

پس همه را به سوي راه دوزخ راهنمايي کنيد. ( 23 )

آنان را نگه داريد که حتماً مورد بازپرسي قرار مي گيرند. ( 24 ) [

به آنان گويند:] شما را چه شده که يکديگر را [براي رهايي از عذاب] ياري نمي دهيد؟(25)

[نه اينکه نمي توانند يکديگر را ياري دهند] بلکه آنان امروز فروتنانه تسليم [قدرت حق] هستند، (26)

به يکديگر رو کرده از هم مي پرسند: [اين چه وضعي است؟ ( 27 ) [

[پس پيروان گمراه به پيشوايان گمراه کننده] مي گويند: همانا شما از راه خيرخواهي به سوي ما مي آمديد، [ولي کارتان جز فريب و نيرنگ نبود]! ( 28 )

مي گويند: [ما را تقصيري نيست] بلکه خود شما اهل ايمان نبوديد، (29)

و ما را بر شما هيچ تسلطي نبود، بلکه شما مردمي طغيان گر و سرکش بوديد. (30)

 اکنون فرمان عذاب پروردگارمان بر ما محقق و ثابت شد که همه ما چشندگان عذاب خواهيم بود. (31)

[سبک مغزي و تعصّب شما زمينه گمراهي شما شد] پس ما شما را گمراه کرديم؛ زيرا خودمان گمراه بوديم،(32)

پس بي ترديد همه 2آنان در آن روز در عذاب شريک اند، (33)

ما با مجرمان اين گونه رفتار مي کنيم؛ (34)

زيرا آنان چنين بودند که هر زمان به آنان مي گفتند: معبودي جز خدا نيست، تکبّر مي کردند، (35)

و [همواره] مي گفتند: آيا بايد به خاطر شاعري ديوانه معبودان خود را رها کنيم؟! ( 36 ) [

چنين نيست که مي پنداريد] بلکه او حق را آورده و پيامبران را تصديق کرده است. ( 37 )

بي ترديد شما [کوردلان] عذاب دردناک را خواهيد چشيد، (38)

و جز آنچه که همواره انجام مي داديد، پاداش داده نمي شويد، (39)

جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کيفري در امانند،] ( 40 )

براي آنان رزق و روزي معين و ويژه اي است، ( 41 )

 ميوه هايي [گوناگون] در حالي که مورد اکرام خواهند بود،(42)

در بهشت هاي پر نعمت، (43)

در حالي که بر تخت هايي روبه روي يکديگر [تکيه زده اند،] ( 44 )

جامي از نوشيدني زلال و پاک گرداگردشان مي گردانند، (45)

[نوشيدني] سپيد [و درخشنده] و لذت بخش براي نوشندگان،(46)

نه در آن مايه فساد [جسم و عقل] است، و نه از آن مست و بيهوش مي شوند، (47)

و در کنارشان زناني هستند که فقط به شوهرانشان عشق مي ورزند. ( 48 )

گويا آنان [از سپيدي] تخم شترمرغي هستند که [زير پر و بال] پوشيده شده اند [و هرگز دست کسي به آنان نرسيده است] ( 49 )

پس برخي از آنان به برخي ديگر رو کرده از [حال] يکديگر مي پرسند. ( 50 )

گوينده اي از آنان مي گويد: همانا من [در دنيا] هم نشيني داشتم. ( 51 ) [

که همواره از روي تعجب به من] مي گفت: آيا تو از باور دارندگان [رستاخيز و زنده شدن مردگان] هستي؟ (52)

آيا زماني که ما مرديم و خاک استخوان شديم، حتماً [زنده مي شويم و] پاداشمان مي دهند؟ (53) [سپس به دوستان بهشتي خود] مي گويد: آيا شما با من به دوزخ سر مي کشيد [تا از هم نشينم خبري بگيريد که در کجا و در چه حالي است؟] ( 54 )

پس خود او به دوزخ سر مي کشد و هم نشينش را وسط دوزخ مي بيند. ( 55 ) [

به او] مي گويد: به خدا سوگند نزديک بود، مرا به هلاکت بيندازي. ( 56 )

و اگر توفيق و رحمت پروردگارم نبود، حتماً از احضارشدگان [در دوزخ] بودم. ( 57 ) [

آن گاه به دوستان بهشتي خود مي گويد:] آيا ما [براي هميشه در بهشتيم و] هرگز نمي ميريم؟ (58)

و] جز همان مرگ نخستين [که در دنيا سراغمان آمد مرگي ديگر به سراغمان نخواهد آمد] و ما هرگز عذاب نخواهيم شد؟ [شگفتا! چه لطف خاصي از سوي خدا به ما شده است!] (59)

 بي ترديد اين همان کاميابي بزرگ است. ( 60 )

پس بايد براي چنين پاداشي عمل کنندگان عمل کنند. ( 61 )

آيا اين [بهشت جاودان پر نعمت] براي پذيرايي بهتر است يا درخت زقّوم؟(62)

ما آن را براي ستمکاران مايه شکنجه و عذاب قرار داده ايم. ( 63 )

آن درختي است که در قعر دوزخ مي رويد، (64)

شکوفه هايش مانند سرهاي شياطين [بسيار بدنما و زشت] است. ( 65 )

پس اين منکران لجوج حتماً از آن مي خورند و شکم ها را از آن پر مي کنند. ( 66 )

آن گاه به ناچار روي آن [به عنوان نوشيدني] مخلوطي از آب بسيار داغ و متعفّن براي آنان خواهد بود! ( 67 )

سپس بازگشتشان حتماً به سوي دوزخ است. ( 68 ) [

سزاوار بودنشان در قيامت به اين همه عذاب به سبب اين است که] آنان پدرانشان را گمراه يافتند، (69)

و [با اينکه مي دانستند گمراهند بدون انديشه و تأمل] عجولانه از پي آنان مي رفتند! ( 70 )

و به راستي پيش از اينان بيشتر پيشينيان گمراه شدند، (71)

و بي ترديد ما در ميان آنان بيم دهندگاني فرستاديم. ( 72 )

پس با تأمل بنگر سرانجام بيم داده شدگان چگونه بود؟ (73)

همه هلاک شدند] جز بندگان خالص شده خدا، (74)

و نوح ما را ندا کرد [و ما ندايش را اجابت کرديم] پس ما به راستي نيکو اجابت کننده اي هستيم، (75)

و او و خاندانش را از آن اندوه بزرگ نجادت داديم. (76)

 و تنها ذريه او را [در زمين] باقي گذاشتيم، (77)

و در ميان آيندگان براي او نام نيک به جا گذاشتيم؛ ( 78 )

 سلام بر نوح در ميان جهانيان. (79)

 به راستي ما نيکوکاران را اين گونه پاداش مي دهيم. ( 80 )

بي ترديد او از بندگان مؤمن ما بود. (81)

 سپس ديگران را غرق کرديم؛ (82)

و به راستي ابراهيم از پيروان نوح بود، (83)

هنگامي که با دلي پاک به سوي پروردگارش آمد. ( 84 ) [

ياد کن] هنگامي را که به پدر و قومش گفت: چيست آنچه مي پرستيد؟ (85)

آيا به جاي خدا معبودان دروغين را مي خواهيد. ( 86 )

پس گمانتان به پروردگار جهانيان چيست؟ [که غير او را مي پرستيد]، ( 87 )

[چون از او دعوت کردند که شبانه به مراسم عيدشان برود] نگاهي به ستارگان انداخت، (88)

و گفت: به راستي من بيمارم. ( 89 )

پس پشت کنان از او روي گرداندند. ( 90 )

او هم مخفيانه به سوي بت هايشان رفت و [از روي ريشخند] گفت: آيا غذا نمي خوريد؟ (91)

شما را چه شده که سخن نمي گوييد؟ (92)

پس [به آنها روي آورد و] با دست راست ضربه اي کاري بر آنها کوبيد [و خردشان کرد]. ( 93 )

مردم با شتاب به سوي او آمدند. ( 94 ) [

به آنان] گفت: آيا آنچه را [با دست خود] مي تراشيد، مي پرستيد؟! ( 95 )

در حالي که خدا شما را و آنچه را مي سازيد، آفريده است. ( 96 )

گفتند: براي او بنايي بسازيد [که گنجايش آتش فراواني داشته باشد] پس او را در آتش شعلهور بيندازيد. ( 97 )

پس خواستند به او نيرنگي زنند، ولي ما آنان را پست و شکست خورده کرديم. ( 98 )

و [وقتي از اين مهلکه جان سالم به در برد] گفت: به راستي من به سوي پروردگارم مي روم، و [او] به زودي مرا راهنمايي خواهد کرد. ( 99 )

پروردگارا! مرا فرزندي که از صالحان باشد عطا کن. ( 100 )

پس ما او را به پسري بردبار مژده داديم. ( 101 )

هنگامي که با او به [مقام] سعي رسيد، گفت: پسرکم! همانا من در خواب مي بينم که تو را ذبح مي کنم، پس با تأمل بنگر رأي تو چيست؟ گفت: پدرم آنچه به آن مأمور شده اي انجام ده اگر خدا بخواهد مرا از شکيبايان خواهي يافت. (102)

پس هنگامي که آن دو تسليم [خواسته خدا] شدند و ابراهيم، جبين او را به زمين نهاد [تا ذبحش کند] ( 103 )

و او را ندا داديم که اي ابراهيم! ( 104 )

خوابت را تحقق دادي [و فرمان پروردگارت را اجرا کردي]، به راستي ما نيکوکاران را اين گونه پاداش مي دهيم [که نيّت پاک و خالصشان را به جاي عمل مي پذيريم] ( 105 )

به يقين اين همان آزمايش روشن بود. ( 106 )

و ما اسماعيل را در برابر قرباني بزرگي [از ذبح شدن] رهانيديم، (107)

و در ميان آيندگان براي او [نام نيک] به جا گذاشتيم. (108)

 سلام بر ابراهيم. ( 109 )

[ما] نيکوکاران را اين گونه پاداش مي دهيم. ( 110 )

بي ترديد او از بندگان مؤمن ما بود، (111)

و ما او را به اسحاق که پيامبري از شايستگان بود مژده داديم، (112)

و بر او و بر اسحاق برکت داديم، و از دودمان آن دو برخي نيکوکارند و برخي آشکارا ستمکار بر خويشند، (113)

و به راستي ما به موسي و هارون نعمت داديم، (114)

و آن دو نفر و قومشان را از اندوه بزرگ نجات بخشيديم، (115)

و آنان را ياري داديم در نتيجه پيروز شدند، (116)

و هر دو را کتاب بسيار روشنگر عطا کرديم،(117)

وبه راه راست هدايتشان نموديم،(118)

و در ميان آيندگان براي هر دو نفر نام نيک به جا گذاشتيم. ( 119 )

سلام بر موسي و هارون. ( 120 )

ما نيکوکاران را اين گونه پاداش مي دهيم. ( 121 )

بي ترديد هر دو از بندگان مؤمن ما بودند، (122)

و بي ترديد الياس از پيامبران بود. ( 123 ) [

ياد کن] هنگامي را که به قومش گفت: آيا [از شرک وطغيان] نمي پرهيزيد؟ (124)

آيا بت «بعل» را مي پرستيد و بهترين آفرينندگان را رها مي کنيد؟! ( 125 )

خدا را که پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست. (126)

پس او را انکار کردند، يقيناً آنان از احضار شدگان [در عذاب] خواهند بود، (127)

جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کيفري در امانند ]، ( 128 )

و در ميان آيندگان براي او نام نيک به جا گذاشتيم. ( 129 )

سلام بر آل ياسين. ( 130 )

ما نيکوکاران را اين گونه پاداش مي دهيم. ( 131 )

بي ترديد او از بندگان مؤمن ما بود. ( 132 )

و بي ترديد لوط از پيامبران بود. ( 133 ) [

ياد کن] هنگامي را که او و همه اهلش را نجات داديم، ( 134 )

 مگر پيرزني را که در ميان باقي ماندگان [در شهر] بود. ( 135 )

سپس ديگران را هلاک کرديم، (136)

و شما همواره صبحگاهان [در مسير سفرهايتان از کنار ويرانه هاي شهر] آنان گذر مي کنيد، (137)

و نيز شبانگاهان، آيا تعقّل نمي کنيد؟ (138)

و يونس از پيامبران بود. ( 139 ) [

ياد کن] هنگامي را که به سوي آن کشتي پر [از جمعيت و بار] گريخت، (140)

و با سرنشينان کشتي قرعه انداخت [و قرعه به نامش افتاد] و از مغلوب شدگان شد [و او را به دريا انداختند]. ( 141 )

پس آن ماهي بزرگ او را بلعيد، در حالي که سزاوار سرزنش بود. ( 142 ) [

و در شکم ماهي به تسبيح خدا مشغول شد که] اگر او از تسبيح کنندگان نبود، (143)

بي ترديد تا روزي که مردم برانگيخته مي شوند در شکم ماهي مي ماند. ( 144 )

پس او را در حالي که بيمار بود به زميني خشک و بي گياه افکنديم. ( 145 )

و بر او گياهي از نوعي کدو رويانديم، (146)

و او را به سوي [قومي] يکصد هزار نفر [ي] يا بيشتر فرستاديم. ( 147 )

پس ايمان آوردند در نتيجه آنان را تا پايان عمرشان [از نعمت ها و مواهب خود] بهره مند کرديم. (148) [مشرکان سبک مغز مي گويند: فرشتگان، دختران خدايند] پس از آنان بپرس که آيا دختران براي پروردگار تو هستند و پسران براي ايشان؟! ( 149 )

يا اينکه ما فرشتگان را دختر آفريديم و آنان شاهد بودند؟! ( 150 )

آگاه باش! که آنان از بافته هاي دروغ خود مي گويند (151)

که خدا فرزند آورده! و بي ترديد آنان دروغگويند. (152)

 آيا دختران را بر پسران ترجيح داده است؟ ( 153 )

 شما را چه شده، چگونه حکم مي کنيد؟ (154)

پس آيا متذکّر [حقايق] نمي شويد؟ (155)

يا شما [بر اين ادعاي خود] دليل روشني داريد؟ (156)

پس اگر راستگوييد، کتابتان را [که اين سخنان را با تکيه بر آن مي گوييد، به ميان] آوريد(157)

 ميان خدا و جن، نسب و خويشي قرار دادند، در صورتي که جنيان به خوبي مي دانند که [روز قيامت براي حساب و پاداش] احضار خواهند شد. ( 158 )

خدا از آنچه او را به آن توصيف مي کنند، منزّه است. ( 159 )

مگر بندگان خالص شده خدا [که او را به آنچه توصيف مي کنند شايسته مقام قدس اوست]. ( 160 )

و بي ترديد شما و آنچه را مي پرستيد، (161)

نمي توانيد [مردم را] بر ضد خدا گمراه کنيد(162)

 مگر کساني را که [به اختيار خود به خاطر پذيرفتن وسوسه و اغواگري شما] به دوزخ درآيند، (163)

و هيچ يک از ما فرشتگان نيست مگر اينکه براي او مقامي معين است. ( 164 )

و همانا ما [براي اجراي فرمان خدا] صف بستگانيم. ( 165 )

و ما خود تسبيح کنندگانيم. ( 166 )

و مشرکان [پيش از بعثت پيامبر] قاطعانه مي گفتند: ( 167 )

اگر نزد ما کتابي چون کتاب هاي آسماني پيامبران پيشين بود، (168)

بي ترديد از بندگان خالص شده خدا مي شديم. ( 169 )

ولي [هنگامي که قرآن را براي هدايت آنان نازل کرديم] به آن کافر شدند و به زودي [و زر و وبال کفرشان را] خواهند دانست. ( 170 )

و وعده قطعي ما درباره بندگان به رسالت فرستاده شده، از پيش محقق و ثابت گشته است، (171)

که بي ترديد آنان [در همه زمينه ها] ياري شدگانند، (172)

و مسلماً سپاه ما پيروزند. ( 173 )

پس تا مدتي از آنان روي بگردان. ( 174 )

و آنان را بنگر که به زودي [و زر و وبال گناهانشان را] خواهند ديد. ( 175 )

آيا شتاب در آمدن عذاب ما را مي خواهند؟! ( 176 )

پس هنگامي که [عذاب ما] به آستانه خانه هايشان نازل شود، بيم شدگان روزگار بدي خواهند داشت، (177)

و تا مدتي از آنان روي بگردان، (178)

و [آنان را] بنگر که به زودي [و زر و وبال گناهانشان را] خواهند ديد. ( 179 )

پروردگارت که داراي عزت است از آنچه او را به آن توصيف مي کنند، منزّه است. ( 180 )

و سلام بر پيامبران (181)

و همه ستايش ها ويژه خداست که پروردگار جهانيان است. (182)


این وب سای بخشی از پورتال اینترنتی انهار میباشد. جهت استفاده از سایر امکانات این پورتال میتوانید از لینک های زیر استفاده نمائید:
انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما جمادی الثانی رجب شعبان رمضان شوال ذی القعده ذی الحجة محرم صفر ربیع الثانی ربیع الاول جمادی الاول نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس