ترجمه آیت الله العظمی مکارم شیرازی - سوره شعراء
 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

طسم (1)

این آیات كتاب روشنگر است. (2)

گویى مى‏خواهى جان خود را از شدت اندوه از دست دهى بخاطر اینكه آنها ایمان نمى‏آورند! (3)

اگر ما اراده كنیم، از آسمان بر آنان آیه‏اى نازل مى‏كنیم كه گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد! (4)

و هیچ ذكر تازه‏اى از سوى خداوند مهربان براى آنها نمى‏آید مگر اینكه از آن روى‏گردان مى‏شوند! (5)

آنان تكذیب كردند; اما بزودى اخبار (كیفر) آنچه را استهزا مى‏كردند به آنان مى‏رسد! (6)

آیا آنان به زمین نگاه نكردند كه چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟! (7)

در این، نشانه روشنى است (بر وجود خدا); ولى بیشترشان هرگز مؤمن نبوده‏اند! (8)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (9)

(به خاطر بیاور) هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا داد كه به سراغ قوم ستمگر برو... (10)

قوم فرعون، آیا آنان (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهیز نمى‏كنند؟! (11)

(موسى) عرض كرد: «پروردگارا! از آن بیم دارم كه مرا تكذیب كنند، (12)

و سینه‏ام تنگ شود، و زبانم بقدر كافى گویا نیست; (برادرم) هارون را نیز رسالت ده (تا مرا یارى كند)! (13)

و آنان (به اعتقاد خودشان) بر گردن من گناهى دارند; مى‏ترسم مرا بكشند (و این رسالت به پایان نرسد)! (14)

فرمود: «چنین نیست، (آنان كارى نمى‏توانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (براى هدایتشان) بروید; ما با شما هستیم و (سخنانتان را) مى‏شنویم! (15)

به سراغ فرعون بروید و بگویید: ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم; (16)

بنى اسرائیل را با ما بفرست!» (آنها به سراغ فرعون آمدند); (17)

(فرعون) گفت: «آیا ما تو را در كودكى در میان خود پرورش ندادیم، و سالهایى از زندگیت را در میان ما نبودى؟! (18)

و سرانجام، آن كارت را (كه نمى‏بایست انجام دهى) انجام دادى (و یك نفر از ما را كشتى)، و تو از ناسپاسانى!» (19)

(موسى) گفت: «من آن كار را انجام دادم در حالى كه از بى‏خبران بودم! (20)

پس هنگامى كه از شما ترسیدم فرار كردم; و پروردگارم به من حكمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد! (21)

آیا این منتى است كه تو بر من مى‏گذارى كه بنى اسرائیل را برده خود ساخته‏اى؟!» (22)

فرعون گفت: «پروردگار عالمیان چیست؟!» (23)

(موسى) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!». (24)

(فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا نمى‏شنوید (این مرد چه مى‏گوید)؟!» (25)

(موسى) گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاكان شماست(26)

(فرعون) گفت: «پیامبرى كه بسوى شما فرستاده شده مسلما دیوانه است!» (27)

(موسى) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است مى‏باشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به كار مى‏گرفتید!» (28)

(فرعون خشمگین شد و) گفت: «اگر معبودى غیر از من برگزینى، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!» (29)

(موسى) گفت: «حتى اگر نشانه آشكارى براى تو بیاورم (باز ایمان نمى‏آورى)؟!» (30)

گفت: «اگر راست مى‏گویى آن را بیاور!» (31)

در این هنگام موسى عصاى خود را افكند، و ناگهان مار عظیم و آشكارى شد; (32)

و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود. (33)

(فرعون) به گروهى كه اطراف او بودند گفت: «این ساحر آگاه و ماهرى است! (34)

او مى‏خواهد با سحرش شما را از سرزمینتان بیرون كند! شما چه نظر مى‏دهید؟» (35)

گفتند: «او و برادرش را مهلت ده; و ماموران را براى بسیج به تمام شهرها اعزام كن، (36)

تا هر ساحر ماهر و دانایى را نزد تو آورند!» (37)

سرانجام ساحران براى وعده‏گاه روز معینى جمع‏آورى شدند. (38)

و به مردم گفته شد: «آیا شما نیز (در این صحنه) اجتماع مى‏كنید... (39)

تا اگر ساحران پیروز شوند، از آنان پیروى كنیم؟(40)

هنگامى كه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «آیا اگر ما پیروز شویم، پاداش مهمى خواهیم داشت؟» (41)

گفت: «(آرى،) و در آن صورت شما از مقربان خواهید بود(42)

(روز موعود فرا رسید و همگى جمع شدند;) موسى به ساحران گفت: «آنچه را مى‏خواهید بیفكنید، بیفكنید!» (43)

آنها طنابها و عصاهاى خود را افكندند و گفتند: «به عزت فرعون، ما قطعا پیروزیم!» (44)

سپس موسى عصایش را افكند، ناگهان تمام وسایل دروغین آنها را بلعید! (45)

فورا همه ساحران به سجده افتادند. (46)

گفتند: «ما به پروردگار عالمیان ایمان آوردیم، (47)

پروردگار موسى و هارون!» (48)

(فرعون) گفت: «آیا پیش از اینكه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما او بزرگ و استاد شماست كه به شما سحرآموخته (و این یك توطئه است)! اما بزودى خواهید دانست! دستها و پاهاى شما را بعكس یكدیگر قطع مى‏كنم، و همه شما را به دار مى‏آویزم!» (49)

گفتند: «مهم نیست، (هر كارى از دستت ساخته است بكن)! ما بسوى پروردگارمان بازمى‏گردیم! (50)

ما امیدواریم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد، چرا كه ما نخستین ایمان‏آورندگان بودیم!; س‏ذللّه (51)

و به موسى وحى كردیم كه شبانه بندگانم را (از مصر) كوچ ده، زیرا شما مورد تعقیب هستید! س‏ذللّه (52)

فرعون (از این ماجرا آگاه شد و) ماموران بسیج نیرو را به شهرها فرستاد، (53)

(و گفت:) اینها مسلما گروهى اندكند; (54)

و اینها ما را به خشم آورده‏اند; (55)

و ما همگى آماده پیكاریم!» (56)

(سرانجام فرعونیان مغلوب شدند،) و ما آنها را از باغها و چشمه‏ها بیرون راندیم، (57)

و از گنجها و قصرهاى مجلل! (58)

(آرى،) اینچنین كردیم! و بنى اسرائیل را وارث آنها ساختیم! (59)

آنان به تعقیب بنى اسرائیل پرداختند، و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند. (60)

هنگامى كه دو گروه یكدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: «ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم!» (61)

(موسى) گفت: «چنین نیست! یقینا پروردگارم با من است، بزودى مرا هدایت خواهد كرد!» (62)

و بدنبال آن به موسى وحى كردیم: «عصایت را به دریا بزن(عصایش را به دریا زد،) و دریا از هم شكافته شد، و هر بخشى همچون كوه عظیمى بود! (63)

و در آنجا دیگران ( لشكر فرعون) را نیز (به دریا) نزدیك ساختیم! (64)

و موسى و تمام كسانى را كه با او بودند نجات دادیم! (65)

سپس دیگران را غرق كردیم! (66)

در این جریان، نشانه روشنى است ولى بیشترشان ایمان نیاوردند! (چرا كه طالب حق نبودند) (67)

و پروردگارت شكست‏ناپذیر و مهربان است! (68)

و بر آنان خبر ابراهیم را بخوان، (69)

هنگامى كه به پدر و قومش گفت: «چه چیز را مى‏پرستید؟(70)

گفتند: «بتهایى را مى‏پرستیم، و همه روز ملازم عبادت آنهاییم.» (71)

گفت: «آیا هنگامى كه آنها را مى‏خوانید صداى شما را مى‏شنوند؟! (72)

یا سود و زیانى به شما مى‏رسانند؟!» (73)

گفتند: «ما فقط نیاكان خود را یافتیم كه چنین مى‏كنند(74)

گفت: «آیا دیدید (این) چیزهایى را كه پیوسته پرستش مى‏كردید... (75)

شما و پدران پیشین شما، (76)

همه آنها دشمن من هستند (و من دشمن آنها)، مگر پروردگار عالمیان! (77)

همان كسى كه مرا آفرید، و پیوسته راهنمائیم مى‏كند، (78)

و كسى كه مرا غذا مى‏دهد و سیراب مى‏نماید، (79)

و هنگامى كه بیمار شوم مرا شفا مى‏دهد، (80)

و كسى كه مرا مى‏میراند و سپس زنده مى‏كند، (81)

و كسى كه امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد! (82)

پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق كن! (83)

و براى من در میان امتهاى آینده، زبان صدق (و ذكر خیرى) قرار ده! (84)

و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان! (85)

و پدرم ( عمویم) را بیامرز، كه او از گمراهان بود! (86)

و در آن روز كه مردم برانگیخته مى‏شوند، مرا شرمنده و رسوا مكن! (87)

در آن روز كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد، (88)

مگر كسى كه با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!» (89)

(در آن روز،) بهشت براى پرهیزكاران نزدیك مى‏شود، (90)

و دوزخ براى گمراهان آشكار مى‏گردد، (91)

و به آنان گفته مى‏شود: «كجا هستند معبودانى كه آنها را پرستش مى‏كردید... (92)

معبودهایى غیر از خدا؟! آیا آنها شمارا یارى مى‏كنند، یا كسى به یارى آنها مى‏آید؟!» (93)

در آن هنگام همه آن معبودان با عابدان گمراه به دوزخ افكنده مى‏شوند; (94)

و همچنین همگى لشكریان ابلیس! (95)

آنها در آنجا در حالى كه به مخاصمه برخاسته‏اند مى‏گویند: (96)

«به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكارى بودیم، (97)

چون شما را با پروردگار عالمیان برابر مى‏شمردیم! (98)

اما كسى جز مجرمان ما را گمراه نكرد! (99)

(افسوس كه امروز) شفاعت‏كنندگانى براى ما وجود ندارد، (100)

و نه دوست گرم و پرمحبتى! (101)

اى كاش بار دیگر (به دنیا) بازگردیم و از مؤمنان باشیم(102)

در این ماجرا، نشانه (و عبرتى) است; ولى بیشتر آنان مؤمن نبودند! (103)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (104)

قوم نوح رسولان را تكذیب كردند، (105)

هنگامى كه برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمى‏كنید؟! (106)

مسلما من براى شما پیامبرى امین هستم! (107)

تقواى الهى پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید! (108)

من براى این دعوت، هیچ مزدى از شما نمى‏طلبم; اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (109)

پس، تقواى الهى پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید!» (110)

گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالى كه افراد پست و بى‏ارزش از تو پیروى كرده‏اند؟!» (111)

(نوح) گفت: «من چه مى‏دانم آنها چه كارى داشته‏اند! (112)

حساب آنها تنها با پروردگار من است اگر شما مى‏فهمیدید! (113)

و من هرگز مؤمنان را طرد نخواهم كرد. (114)

من تنها انذاركننده‏اى آشكارم.» (115)

گفتند: «اى نوح! اگر (از حرفهایت) دست برندارى، سنگباران خواهى شد!» (116)

گفت: «پروردگارا! قوم من، مرا تكذیب كردند! (117)

اكنون میان من و آنها جدایى بیفكن; و مرا و مؤمنانى را كه با من هستند رهایى بخش!» (118)

ما، او و كسانى را كه با او بودند، در آن كشتى كه پر (از انسان و انواع حیوانات) بود، رهایى بخشیدیم! (119)

سپس بقیه را غرق كردیم! (120)

در این ماجرا نشانه روشنى است; اما بیشتر آنان مؤمن نبودند. (121)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است. (122)

قوم عاد (نیز) رسولان (خدا) را تكذیب كردند، (123)

هنگامى كه برادرشان هود گفت: «آیا تقوا پیشه نمى‏كنید؟! (124)

مسلما من براى شما پیامبرى امین هستم. (125)

پس تقواى الهى پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید! (126)

من در برابر این دعوت، هیچ اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم; اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالمیان است. (127)

آیا شما بر هر مكان مرتفعى نشانه‏اى از روى هوا و هوس مى‏سازید؟! (128)

و قصرها و قلعه‏هاى زیبا و محكم بنا مى‏كنید شاید در دنیا جاودانه بمانید؟! (129)

و هنگامى كه كسى را مجازات مى‏كنید همچون جباران كیفر مى‏دهید! (130)

پس تقواى الهى پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید! (131)

و از (نافرمانى) خدایى بپرهیزید كه شما را به نعمتهایى كه مى‏دانید امداد كرده; (132)

شما را به چهارپایان و نیز پسران (لایق و برومند) امداد فرموده; (133)

همچنین به باغها و چشمه‏ها! (134)

(اگر كفران كنید،) من بر شما از عذاب روزى بزرگ مى‏ترسم(135)

آنها ( قوم عاد) گفتند: «براى ما تفاوت نمى‏كند، چه ما را انذار كنى یا نكنى; (بیهوده خود را خسته مكن)! (136)

این همان روش (و افسانه‏هاى) پیشینیان است! (137)

و ما هرگز مجازات نخواهیم شد!» (138)

آنان هود را تكذیب كردند، ما هم نابودشان كردیم; و در این، آیت‏و نشانه‏اى است (براى آگاهان) ; ولى بیشتر آنان مؤمن نبودند! (139)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (140)

قوم ثمود رسولان (خدا) را تكذیب كردند، (141)

هنگامى كه صالح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمى‏كنید؟! (142)

من براى شما پیامبرى امین هستم! (143)

پس تقواى الهى پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید! (144)

من در برابر این دعوت، اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم; اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (145)

آیا شما تصور مى‏كنید همیشه در نهایت امنیت در نعمتهایى كه اینجاست مى‏مانید، (146)

در این باغها و چشمه‏ها، (147)

در این زراعتها و نخلهایى كه میوه‏هایش شیرین و رسیده است؟! (148)

و از كوه‏ها خانه‏هایى مى‏تراشید، و در آن به عیش و نوش مى‏پردازید! (149)

پس از خدا بترسید و مرا اطاعت كنید! (150)

و فرمان مسرفان را اطاعت نكنید! (151)

همانها كه در زمین فساد مى‏كنند و اصلاح نمى‏كنند(152)

گفتند: «(اى صالح!) تو از افسون شدگانى (و عقل خود را از دست داده‏اى!) (153)

تو فقط بشرى همچون مائى; اگر راست مى‏گویى آیت و نشانه‏اى بیاور!» (154)

گفت: «این ناقه‏اى است (كه آیت الهى است) براى او سهمى (از آب قریه)، و براى شما سهم روز معینى است! (155)

كمترین آزارى به آن نرسانید، كه عذاب روزى بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!» (156)

سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پى‏» كردند; (و هلاك نمودند) سپس از كرده خود پشیمان شدند! (157)

و عذاب الهى آنان را فرا گرفت; در این، آیت و نشانه‏اى است; ولى بیشتر آنان مؤمن نبودند! (158)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (159)

قوم لوط فرستادگان (خدا) را تكذیب كردند، (160)

هنگامى كه برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمى‏كنید؟! (161)

من براى شما پیامبرى امین هستم! (162)

پس تقواى الهى پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید! (163)

من در برابر این دعوت، اجرى از شما نمى‏طلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالمیان است! (164)

آیا در میان جهانیان، شما به سراغ جنس ذكور مى‏روید (و همجنس بازى مى‏كنید، آیا این زشت و ننگین نیست؟!) (165)

و همسرانى را كه پروردگارتان براى شما آفریده است رها مى‏كنید؟! (حقا) شما قوم تجاوزگرى هستید!» (166)

گفتند: «اى لوط! اگر (از این سخنان) دست برندارى، به یقین از اخراج شدگان خواهى بود!» (167)

گفت: «من دشمن سرسخت اعمال شما هستم! (168)

پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اینها انجام مى‏دهند رهایى بخش!» (169)

ما او و تمامى خاندانش را نجات دادیم، (170)

جز پیرزنى كه در میان بازماندگان بود! (171)

سپس دیگران را هلاك كردیم! (172)

و بارانى (از سنگ) بر آنها فرستادیم; چه باران بدى بود باران انذارشدگان! (173)

در این (ماجراى قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آیتى است; اما بیشترشان مؤمن نبودند. (174)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (175)

اصحاب ایكه ( شهرى نزدیك مدین) رسولان (خدا) را تكذیب كردند، (176)

هنگامى كه شعیب به آنها گفت: «آیا تقوا پیشه نمى‏كنید؟! (177)

مسلما من براى شما پیامبرى امین هستم! (178)

پس تقواى الهى پیشه كنید و مرا اطاعت نمایید! (179)

من در برابر این دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم; اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (180)

حق پیمانه را ادا كنید (و كم فروشى نكنید)، و دیگران را به خسارت نیفكنید! (181)

و با ترازوى صحیح وزن كنید! (182)

و حق مردم را كم نگذارید، و در زمین تلاش براى فساد نكنید! (183)

و از (نافرمانى) كسى كه شما و اقوام پیشین را آفرید بپرهیزید!» (184)

آنها گفتند: «تو فقط از افسون‏شدگانى! (185)

تو بشرى همچون مائى، تنها گمانى كه درباره تو داریم این است كه از دروغگویانى! (186)

اگر راست مى‏گویى، سنگهایى از آسمان بر سر ما بباران(187)

(شعیب) گفت: «پروردگار من به اعمالى كه شما انجام مى‏دهید داناتر است!» (188)

سرانجام او را تكذیب كردند، و عذاب روز سایبان (سایبانى از ابر صاعقه‏خیز) آنها را فراگرفت; یقینا آن عذاب روز بزرگى بود! (189)

در این ماجرا، آیت و نشانه‏اى است; ولى بیشتر آنها مؤمن نبودند. (190)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (191)

مسلما این (قرآن) از سوى پروردگار جهانیان نازل شده است! (192)

روح الامین آن را نازل كرده است... (193)

بر قلب (پاك) تو، تا از انذاركنندگان باشى! (194)

آن را به زبان عربى آشكار (نازل كرد)! (195)

و توصیف آن در كتابهاى پیشینیان نیز آمده است! (196)

آیا همین نشانه براى آنها كافى نیست كه علماى بنى اسرائیل بخوبى از آن آگاهند؟! (197)

هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم ( غیر عرب)ها نازل مى‏كردیم... (198)

و او آن را بر ایشان مى‏خواند، به آن ایمان نمى‏آورند! (199)

(آرى،) این گونه (با بیانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى‏كنیم! (200)

(اما) به آن ایمان نمى‏آورند تا عذاب دردناك را با چشم خود ببینند! (201)

ناگهان به سراغشان مى‏آید، در حالى كه توجه ندارند! (202)

و (در آن هنگام) مى‏گویند: «آیا به ما مهلتى داده خواهد شد؟!» (203)

آیا براى عذاب ما عجله مى‏كنند؟! (204)

به ما خبر ده، اگر (باز هم) سالیانى آنها را از این زندگى بهره‏مند سازیم... (205)

سپس عذابى كه به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید... (206)

این تمتع و بهره‏گیرى از دنیا براى آنها سودى نخواهد داشت! (207)

ما هیچ شهر و دیارى را هلاك نكردیم مگر اینكه انذاركنندگانى (از پیامبران الهى) داشتند. (208)

تا متذكر شوند; و ما هرگز ستمكار نبودیم! (كه بدون اتمام حجت مجازات كنیم) (209)

شیاطین و جنیان (هرگز) این آیات را نازل نكردند! (210)

و براى آنها سزاوار نیست; و قدرت ندارند! (211)

آنها از استراق سمع (و شنیدن اخبار آسمانها) بركنارند! (212)

(اى پیامبر!) هیچ معبودى را با خداوند مخوان، كه از معذبین خواهى بود! (213)

و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن! (214)

و بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پیروى مى‏كنند بگستر! (215)

اگر تو را نافرمانى كنند بگو: «من از آنچه شما انجام مى‏دهید بیزارم!» (216)

و بر خداوند عزیز و رحیم توكل كن! (217)

همان كسى كه تو را به هنگامى كه (براى عبادت) برمى‏خیزى مى‏بیند; (218)

و (نیز) حركت تو را در میان سجده‏كنندگان! (219)

اوست خداى شنوا و دانا. (220)

آیا به شما خبر دهم كه شیاطین بر چه كسى نازل مى‏شوند؟! (221)

آنها بر هر دروغگوى گنهكار نازل مى‏گردند; (222)

آنچه را مى‏شنوند (به دیگران) القا مى‏كنند; و بیشترشان دروغگو هستند! (223)

(پیامبر اسلام شاعر نیست;) شاعران كسانى هستند كه گمراهان از آنان پیروى مى‏كنند. (224)

آیا نمى‏بینى آنها در هر وادى سرگردانند؟ (225)

و سخنانى مى‏گویند كه (به آنها) عمل نمى‏كنند؟! (226)

مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام مى‏دهند و خدا را بسیار یاد مى كنند، و به هنگامى كه مورد ستم واقع مى‏شوند به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمى‏خیزند (و از شعر در این راه كمك مى‏گیرند); آنها كه ستم كردند به زودى مى‏دانند كه بازگشتشان به كجاست! (227)

 


این وب سای بخشی از پورتال اینترنتی انهار میباشد. جهت استفاده از سایر امکانات این پورتال میتوانید از لینک های زیر استفاده نمائید:
انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما جمادی الثانی رجب شعبان رمضان شوال ذی القعده ذی الحجة محرم صفر ربیع الثانی ربیع الاول جمادی الاول نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس