ترجمه فولادوند - سوره نحل
 

به نام خداوند رحمتگر مهربان

[هان] امر خدا دررسيد پس در آن شتاب مكنيد او منزه و فراتر است از آنچه [با وى] شريك مىسازند«1»

فرشتگان را با روح به فرمان خود بر هر كس از بندگانش كه بخواهد نازل مىكند كه بيم دهيد كه معبودى جز من نيست پس از من پروا كنيد«2»   

آسمانها و زمين را به حق آفريده است او فراتر است از آنچه [با وى] شريك مىگردانند«3»

انسان را از نطفهاى آفريده است آنگاه ستيزهجويى آشكار است«4» 

و چارپايان را براى شما آفريد در آنها براى شما [وسيله] گرمى و سودهايى است و از آنها مىخوريد«5»

و در آنها براى شما زيبايى است آنگاه كه [آنها را] از چراگاه برمىگردانيد و هنگامى كه [آنها را] به چراگاه مىبريد«6»   

و بارهاى شما را به شهرى مىب رند كه جز با مشقت بدنها بدان نمىتوانستيد برسيد قطعا پروردگار شما رئوف و مهربان است«7»    

و اسبان و استران و خران را [آفريد] تا بر آنها سوار شويد و [براى شما] تجملى [باشد] و آنچه را نمىدانيد مىآفريند«8»      

و نمودن راه راست بر عهده خداست و برخى از آن [راهها] كژ است و اگر [خدا] مىخواست مسلما همه شما را هدايت مىكرد«9»    

اوست كسى كه از آسمان آبى فرود آورد كه [آب] آشاميدنى شما از آن است و روييدنى[هايى] كه [رمههاى خود را] در آن مىچرانيد [نيز] از آن است«10»   

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مىروياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مىكنند نشانهاى است«11»

و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شدهاند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مىكنند نشانههاست«12»

و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بىترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مىگيرند نشانهاى است«13» 

و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايهاى كه آن را مىپوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مىبينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد«14»

و در زمين كوههايى استوار افكند تا شما را نجنباند و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پيدا كنيد«15»

و نشانههايى [ديگر نيز قرار داد] و آنان به وسيله ستاره [قطبى] راهيابى مىكنند«16»

پس آيا كسى كه مىآفريند چون كسى است كه نمىآفريند آيا پند نمىگيريد«17»       

و اگر نعمت[هاى] خدا را شماره كنيد آن را نمىتوانيد بشماريد قطعا خدا آمرزنده مهربان است«18»

و خدا آنچه را كه پنهان مىداريد و آنچه را كه آشكار مىسازيد مىداند«19»      

و كسانى را كه جز خدا مىخوانند چيزى نمىآفرينند در حالى كه خود آفريده مى شوند«20»

مردگانند نه زندگان و نمىدانند كى برانگيخته خواهند شد«21»

معبود شما معبودى استيگانه پس كسانى كه به آخرت ايمان ندارند دلهايشان انكاركننده [حق] است و خودشان متكبرند«22» 

شك نيست كه خداوند آنچه را پنهان مىدارند و آنچه را آشكار مىسازند مىداند و او گردنكشان را دوست نمىدارد«23»  

و چون به آنان گفته شود پروردگارتان چه چيز نازل كرده است مىگويند افسانههاى پيشينيان است«24»

تا روز قيامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نيز] بخشى از بار گناهان كسانى را كه ندانسته آنان را گمراه مىكنند آگاه باشيد چه بد بارى را مىكشند«25»   

پيش از آنان كسانى بودند كه مكر كردند و[لى] خدا از پايه بر بنيانشان زد درنتيجه از بالاى سرشان سقف بر آنان فرو ريخت و از آنجا كه حدس نمىزدند عذاب به سراغشان آمد«26»     

سپس روز قيامت آنان را رسوا مىكند و مىگويد كجايند آن شريكان من كه در باره آنها [با پيامبران] مخالفت مىكرديد كسانى كه به آنان علم داده شده است مىگويند در حقيقت امروز رسوايى و خوارى بر كافران است«27»

همانان كه فرشتگان جانشان را مىگيرند در حالى كه بر خود ستمكار بودهاند پس از در تسليم درمىآيند [و مىگويند] ما هيچ كار بدى نمىكرديم آرى خدا به آنچه مىكرديد داناست«28»    

پس از درهاى دوزخ وارد شويد و در آن هميشه بمانيد و حقا كه چه بد است جايگاه متكبران«29»

و به كسانى كه تقوا پيشه كردند گفته شود پروردگارتان چه نازل كرد مى گويند خوبى براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كردند [پاداش] نيكويى است و قطعا سراى آخرت بهتر است و چه نيكوستسراى پرهيزگاران«30»

بهشتهاى عدن كه در آن داخل مىشوند رودها از زير [درختان] آنها روان است در آنجا هر چه بخواهند براى آنان [فراهم] استخدا اين گونه پرهيزگاران را پاداش مىدهد«31»   

همان كسانى كه فرشتگان جانشان را در حالى كه پاكند مىستانند [و به آنان] مىگويند درود بر شما باد به [پاداش] آنچه انجام مىداديد به بهشت درآييد«32»

آيا [كافران] جز اين كه فرشتگان [جانستان] به سويشان آيند يا فرمان پروردگارت [داير بر عذابشان] دررسد انتظارى مىبرند كسانى كه پيش از آنان بودند [نيز] اين گونه رفتار كردند و خدا به ايشان ستم نكرد بلكه آنان به خود ستم مىكردند«33»      

پس [كيفر] بديهايى كه كردند به آنان رسيد و آنچه مسخرهاش مىكردند آنان را فرا گرفت«34»

و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند اگر خدا مىخواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را غير از او نمىپرستيديم و بدون [حكم] او چيزى را حرام نمىشمرديم پيش از آنان [نيز] چنين رفتار كردند و[لى] آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفهاى] است«35»   

و در حقيقت در ميان هر امتى فرستادهاى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد پس از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيبكنندگان چگونه بوده است«36»    

اگر [چه] بر هدايت آنان حرص ورزى ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمىكند و براى ايشان يارىكنندگانى نيست«37»  

و با سختترين سوگندهايشان بخدا سوگند ياد كردند كه خدا كسى را كه مىميرد بر نخواهد انگيخت آرى [انجام] اين وعده بر او حق است ليكن بيشتر مردم نمىدانند«38»      

تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند براى آنان توضيح دهد و تا كسانى كه كافر شدهاند بدانند كه آنها خود دروغ مىگفتهاند«39»      

ما وقتى چيزى را اراده كنيم همين قدر به آن مىگوييم باش بىدرنگ موجود مىشود«40»       

و كسانى كه پس از ستمديدگى در راه خدا هجرت كردهاند در اين دنيا جاى نيكويى به آنان مىدهيم و اگر بدانند قطعا پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود«41»  

همانان كه صبر نمودند و بر پروردگارشان توكل مىكنند«42»    

و پيش از تو [هم] جز مردانى كه بديشان وحى مىكرديم گسيل نداشتيم پس اگر نمىدانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد«43»     

[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشتهها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند«44»   

آيا كسانى كه تدبيرهاى بد مىانديشند ايمن شدند از اينكه خدا آنان را در زمين فرو ببرد يا از جايى كه حدس نمىزنند عذاب برايشان بيايد«45»   

يا در حال رفت و آمدشان [گريبان] آنان را بگيرد و كارى از دستشان برنيايد«46»       

يا آنان را در حالى كه وحشتزدهاند فرو گيرد همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است«47»    

آيا به چيزهايى كه خدا آفريده است ننگريستهاند كه [چگونه] سايههايشان از راست و [از جوانب] چپ مىگردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاك مىسايند«48»

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين از جنبندگان و فرشتگان است براى خدا سجده مىكنند و تكبر نمىورزند«49»

از پروردگارشان كه حاكم بر آنهاست مىترسند و آنچه را مامورند انجام مىدهند«50»

و خدا فرمود دو معبود براى خود مگيريد جز اين نيست كه او خدايى يگانه است پس تنها از من بترسيد«51» 

و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و آيين پايدار [نيز] از آن اوست پس آيا از غير خدا پروا داريد«52»

و هر نعمتى كه داريد از خداستسپس چون آسيبى به شما رسد به سوى او روى مى آوريد [و مىناليد]«53» 
و چون آن آسيب را از شما برطرف كرد آنگاه گروهى از شما به پروردگارشان شرك مىورزند«54»        
[بگذار] تا آنچه را به ايشان عطا كردهايم ناسپاسى كنند اكنون برخوردار شويد و[لى] زودا كه بدانيد«55»    

و از آنچه به ايشان روزى داديم نصيبى براى آن [خدايانى] كه نمىدانند [چيست] مىنهند به خدا سوگند كه از آنچه به دروغ برمىبافتيد حتما سوال خواهيد شد«56»      

و براى خدا دخترانى مىپندارند منزه است او و براى خودشان آنچه را ميل دارند [قرار مىدهند]«57»

و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند چهرهاش سياه مىگردد در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مىخورد«58»      

از بدى آنچه بدو بشارت داده شده از قبيله [خود] روى مىپوشاند آيا او را با خوارى نگاه دارد يا در خاك پنهانش كند وه چه بد داورى مىكنند«59»   

وصف زشت براى كسانى است كه به آخرت ايمان ندارند و بهترين وصف از آن خداست و اوست ارجمند حكيم«60»  

و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مىكرد جنبندهاى بر روى زمين باقى نمىگذاشت ليكن [كيفر] آنان را تا وقتى معين بازپس مىاندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پيش نمىتوانند افكنند«61»  

و چيزى را كه خوش نمىدارند براى خدا قرار مىدهند و زبانشان دروغپردازى مىكند كه [سرانجام] نيكو از آن ايشان استحقا كه آتش براى آنان است و به سوى آن پيش فرستاده خواهند شد«62»      

سوگند به خدا كه به سوى امتهاى پيش از تو [رسولانى] فرستاديم [اما] شيطان اعمالشان را برايشان آراست و امروز [هم] سرپرستشان هموست و برايشان عذابى دردناك است«63»   

و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كردهاند براى آنان توضيح دهى و [آن] براى مردمى كه ايمان مىآورند رهنمود و رحمتى است«64»

و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده گردانيد قطعا در اين [امر] براى مردمى كه شنوايى دارند نشانهاى است«65»   

و در دامها قطعا براى شما عبرتى است از آنچه در [لابلاى] شكم آنهاست از ميان سرگين و خون شيرى ناب به شما مىنوشانيم كه براى نوشندگان گواراست«66»

و از ميوه درختان خرما و انگور باده مستىبخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد قطعا در اين[ها] براى مردمى كه تعقل مىكنند نشانهاى است«67»  

و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غريزى] كرد كه از پارهاى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفتهسازى] مىكنند خانههايى براى خود درست كن«68»    

سپس از همه ميوهها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مىآيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مىكنند نشانه [قدرت الهى] است«69»      

و خدا شما را آفريد سپس [جان] شما را مىگيرد و بعضى از شما تا خوارترين [دوره] سالهاى زندگى [فرتوتى] بازگردانده مىشود به طورى كه بعد از [آن همه] دانستن [ديگر] چيزى نمىدانند قطعا خدا داناى تواناست«70»

و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى ديگر برترى داده است و[لى] كسانى كه فزونى يافتهاند روزى خود را به بندگان خود نمىدهند تا در آن با هم مساوى باشند آيا باز نعمتخدا را انكار مىكنند«71»

و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چيزهاى پاكيزه به شما روزى بخشيد آيا [باز هم] به باطل ايمان مىآورند و به عمتخدا كفر مىورزند«72»  

و به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه در آسمانها و زمين به هيچ وجه اختيار روزى آنان را ندارند و [به كارى] توانايى ندارند«73»   

پس براى خدا م ث ل نزنيد كه خدا مىداند و شما نمىدانيد«74»      

خدا م ث لى مىزند بندهاى است زرخريد كه هيچ كارى از او برنمىآيد آيا [او] با كسى كه به وى از جانب خود روزى نيكو دادهايم و او از آن در نهان و آشكار انفاق مىكند يكسان ستسپاس خداى راست [نه] بلكه بيشترشان نمىدانند«75»  

و خدا م ث لى [ديگر] مىزند دو مردند كه يكى از آنها لال است و هيچ كارى از او برنمىآيد و او سربار خداوندگارش مىباشد هر جا كه او را مىفرستد خيرى به همراه نمىآورد آيا او با كسى كه به عدالت فرمان مىدهد و خود بر راه راست استيكسان است«76»   

و نهان آسمانها و زمين از آن خداست و كار قيامت جز مانند يك چشم بر هم زدن يا نزديكتر [از آن] نيست زيرا خدا بر هر چيزى تواناست«77» 

و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چيزى نمىدانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد«78»

آيا به سوى پرندگانى كه در فضاى آسمان رام شدهاند ننگريستهاند جز خدا كسى آنها را نگاه نمىدارد راستى در اين [قدرتنمايى] براى مردمى كه ايمان مىآورند نشانههايى است«79»

و خدا براى شما خانههايتان را مايه آرامش قرار داد و از پوست دامها براى شما خانههايى نهاد كه آن[ها] را در روز جابجا شدنتان و هنگام ماندنتان سبك مىيابيد و از پشمها و كركها و موهاى آنها وسايل زندگى كه تا چندى مورد استفاده است [قرار داد]«80»       

و خدا از آنچه آفريده به سود شما سايههايى فراهم آورده و از كوهها براى شما پناهگاههايى قرار داده و براى شما تنپوشهايى مقرر كرده كه شما را از گرما [و سرما] حفظ مىكند و تنپوشها [=زرهها]يى كه شما را در جنگتان حمايت مىنمايد اين گونه وى نعمتش را بر شما تمام مىگرداند اميد كه شما [به فرمانش] گردن نهيد«81»    

پس اگر رويگردان شوند بر تو فقط ابلاغ آشكار است«82»    

نعمتخدا را مىشناسند اما باز هم منكر آن مىشوند و بيشترشان كافرند«83»  

و [ياد كن] روزى را كه از هر امتى گواهى برمىانگيزيم سپس به كسانى كه كافر شدهاند رخصت داده نمىشود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت«84»    

و چون كسانى كه ستم كردهاند عذاب را ببينند [شكنجه] آنان كاسته نمىگردد و مهلت نمىيابند«85»

و چون كسانى كه شرك ورزيدند شريكان خود را ببينند مىگويند پروردگارا اينها بودند آن شريكانى كه ما به جاى تو مىخوانديم و[لى شريكان] قول آنان را رد مىكنند كه شما جدا دروغگويانيد«86»  

و آن روز در برابر خدا از در تسليم درآيند و آنچه را كه برمىبافتند بر باد مىرود«87»      

كسانى كه كفر ورزيدند و از راه خدا باز داشتند به [سزاى] آنكه فساد مىكردند عذابى بر عذابشان مىافزاييم«88»

و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم و تو را [هم] بر اين [امت] گواه آوريم و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل كرديم«89»    

در حقيقتخدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مىدارد به شما اندرز مىدهد باشد كه پند گيريد«90»    

و چون با خدا پيمان بستيد به پيمان خود وفا كنيد و سوگندهاى [خود را] پس از استوار كردن آنها مشكنيد با اينكه خدا را بر خود ضامن [و گواه] قرار دادهايد زيرا خدا آنچه را انجام مىدهيد مىداند«91»

و مانند آن [زنى] كه رشته خود را پس از محكم بافتن [يكى يكى] از هم مىگسست مباشيد كه سوگندهاى خود را ميان خويش وسيله [فريب و] تقلب سازيد [به خيال اين] كه گروهى از گروه ديگر [در داشتن امكانات] افزونترند جز اين نيست كه خدا شما را بدين وسيله مىآزمايد و روز قيامت در آنچه اختلاف مىكرديد قطعا براى شما توضيح خواهد داد«92»

و اگر خدا مىخواست قطعا شما را امتى واحد قرار مىداد ولى هر كه را بخواهد بيراه و هر كه را بخواهد هدايت مىكند و از آنچه انجام مىداديد حتما سوال خواهيد شد«93»    

و زنهار سوگندهاى خود را دستاويز تقلب ميان خود قرار مدهيد تا گامى بعد از استواريش بلغزد و شما به [سزاى] آنكه [مردم را] از راه خدا باز داشتهايد دچار شكنجه شويد و براى شما عذابى بزرگ باشد«94»

و پيمان خدا را به بهاى ناچيزى مفروشيد زيرا آنچه نزد خداست اگر بدانيد همان براى شما بهتر است«95»

آنچه پيش شماست تمام مىشود و آنچه پيش خداست پايدار است و قطعا كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آنچه عمل مىكردند پاداش خواهيم داد«96»

هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزهاى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند پاداش خواهيم داد«97»   

پس چون قرآن مىخوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر«98»

چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آوردهاند و بر پروردگارشان توكل مىكنند تسلطى نيست«99»

تسلط او فقط بر كسانى است كه وى را به سرپرستى برمىگيرند و بر كسانى كه آنها به او [=خدا] شرك مىورزند «100»      

و چون حكمى را به جاى حكم ديگر بياوريم و خدا به آنچه به تدريج نازل مىكند داناتر است مىگويند جز اين نيست كه تو دروغبافى [نه] بلكه بيشتر آنان نمىدانند «101»      

بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده تا كسانى را كه ايمان آوردهاند استوار گرداند و براى مسلمانان هدايت و بشارتى است «102»      

و نيك مىدانيم كه آنان مىگويند جز اين نيست كه بشرى به او مىآموزد [نه چنين نيست زيرا] زبان كسى كه [اين] نسبت را به او مىدهند غير عربى است و اين [قرآن] به زبان عربى روشن است «103»

در حقيقت كسانى كه به آيات خدا ايمان ندارند خدا آنان را هدايت نمىكند و برايشان عذابى دردناك است «104

تنها كسانى دروغپردازى مىكنند كه به آيات خدا ايمان ندارند و آنان خود دروغگويانند «105»   

هر كس پس از ايمان آوردن خود به خدا كفر ورزد [عذابى سختخواهد داشت] مگر آن كس كه مجبور شده و[لى] قلبش به ايمان اطمينان دارد ليكن هر كه سينهاش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برايشان عذابى بزرگ خواهد بود «106»       

زيرا آنان زندگى دنيا را بر آخرت برترى دادند و [هم] اينكه خدا گروه كافران را هدايت نمىكند «107»

آنان كسانىاند كه خدا بر دلها و گوش و ديدگانشان مهر نهاده و آنان خود غافلانند «108»      

شك نيست كه آنها در آخرت همان زيانكارانند «109» 

با اين حال پروردگار تو نسبت به كسانى كه پس از [آن همه] زجر كشيدن هجرت كرده و سپس جهاد نمودند و صبر پيشه ساختند پروردگارت [نسبت به آنان] بعد از آن [همه مصايب] قطعا آمرزنده و مهربان است «110»     

[ياد كن] روزى را كه هر كس مىآيد [و] از خود دفاع مىكند و هر كس به آنچه كرده بى كم و كاست پاداش مىيابد و بر آنان ستم نمىرود «111»  

و خدا شهرى را م ث ل زده است كه امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مىرسيد پس [ساكنانش] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد «112»    

و به يقين فرستادهاى از خودشان برايشان آمد اما او را تكذيب كردند پس در حالى كه ظالم بودند آنان را عذاب فرو گرفت «113»       

پس از آنچه خدا شما را روزى كرده استحلال [و] پاكيزه بخوريد و نعمتخدا را اگر تنها او را مىپرستيد شكر گزاريد«114»

جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشتخوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زيادهخواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است «115»  

و براى آنچه زبان شما به دروغ مىپردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مىبندند رستگار نمىشوند «116»

[ايشان راست] اندك بهرهاى و[لى] عذابشان پر درد است «117»   

و بر كسانى كه يهودى شدند آنچه را قبلا بر تو حكايت كرديم حرام گردانيديم و ما بر آنان ستم نكرديم بلكه آنها به خود ستم مىكردند «118»

[با اين همه] پروردگار تو نسبت به كسانى كه به نادانى مرتكب گناه شده سپس توبه كرده و به صلاح آمدهاند البته پروردگارت پس از آن آمرزنده مهربان است «119»     

به راستى ابراهيم پيشوايى مطيع خدا [و] حقگراى بود و از مشركان نبود «120»    

[و] نعمتهاى او را شكرگزار بود [خدا] او را برگزيد و به راهى راست هدايتش كرد «121»

و در دنيا به او نيكويى و [نعمت] داديم و در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود «122»      

سپس به تو وحى كرديم كه از آيين ابراهيم حقگراى پيروى كن [چرا كه] او از مشركان نبود «123»
[بزرگداشت] شنبه بر كسانى كه در باره آن اختلاف كردند مقرر گرديد و قطعا پروردگارت روز رستاخيز ميان آنها در باره چيزى كه در مورد آن اختلاف مىكردند داورى خواهد كرد «124»     

با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوهاى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راهيافتگان [نيز] داناتر است «125»    

و اگر عقوبت كرديد همان گونه كه مورد عقوبت قرار گرفتهايد [متجاوز را ] به عقوبت رسانيد و اگر صبر كنيد البته آن براى شكيبايان بهتر است «126»  

و صبر كن و صبر تو جز به [توفيق] خدا نيست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نيرنگ مىكنند دل تنگ مدار «127»       

در حقيقت خدا با كسانى است كه پروا داشتهاند و [با] كسانى [است] كه آنها نيكوكارند «128»    


این وب سای بخشی از پورتال اینترنتی انهار میباشد. جهت استفاده از سایر امکانات این پورتال میتوانید از لینک های زیر استفاده نمائید:
انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما جمادی الثانی رجب شعبان رمضان شوال ذی القعده ذی الحجة محرم صفر ربیع الثانی ربیع الاول جمادی الاول نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس