ترجمه انصاریان - سوره آل عمران
 

به نام خدا كه رحمتش بى ‏اندازه است‏ و مهربانى ‏اش هميشگى.

الم ( 1 )

خداي يکتا که جز او هيچ معبودي نيست، زنده و قائم به ذات [و مدبّر و برپا دارنده ونگه دارنده همه مخلوقات] است (2)

اين کتاب را تدريجاً به حق و راستي بر تو نازل کرد که تصديق کننده کتاب هاي پيش از خود است؛ و تورات و انجيل را ( 3 )     

پيش از اين براي هدايت مردم فرستاد، و فرقان را [که مايه جدايي حق از باطل است] نازل کرد. مسلماً کساني که به آيات خدا کافر شدند، براي آنان [به کيفرِ کفرشان] عذابي سخت است؛ وخدا تواناي شکست ناپذير و صاحب انتقام است. ( 4 )  

يقيناً چيزي در زمين و در آسمان بر خدا پوشيده نيست. ( 5 )  

اوست که شما را در رحم ها [يِ مادران] به هر گونه که مي خواهد تصوير مي کند. جز او هيچ معبودي نيست؛ تواناي شکست ناپذير و حکيم است . ( 6)  

اوست که اين کتاب را بر تو نازل کرد که بخشي از آن کتاب، آيات محکم است [که داراي کلماتي صريح و مفاهيمي روشن است] آنها اصل و اساس کتاب اند، و بخشي ديگر آيات متشابه است [که کلماتش غير صريح و معاني اش مختلف و گوناگون است و جز به وسيله آيات محکم و روايات استوار تفسير نمي شود] ولي کساني که در قلوبشان انحراف [از هدايت الهي] است براي فتنه انگيزي و طلب تفسيرِ [نادرست و به ترديد انداختن مردم و گمراه کردن آنان] از آيات متشابهش پيروي مي کنند، و حال آنکه تفسير واقعي و حقيقي آنها را جز خدا نمي داند. و استواران در دانش [و چيره دستان در بينش] مي گويند: ما به آن ايمان آورديم، همه [چه محکم، چه متشابه] از سوي پروردگار ماست. و [اين حقيقت را] جز صاحبان خرد متذکّر نمي شوند. ( 7 ) [

و مي گويند:] پروردگارا! دل هايمان را پس از آنکه هدايتمان فرمودي منحرف مکن، و از سوي خود رحمتي برما ببخش؛ زيرا تو بسيار بخشنده اي . ( 8 )

پروردگارا! قطعاً تو در روزي که هيچ شکي در آن نيست، گردآورنده همه مردمي؛ مسلماً خدا خلف وعده نمي کند. ( 9 )

 يقيناً اموال و فرزندان کافران هرگز چيزي از [عذاب] خدا را از آنان برطرف نمي کند؛ و اينانند که آتشگيره آتش اند.  ( 10 )

[روشِ آنان] مانند روش فرعونيان و کساني است که پيش از آنان بودند که آيات ما را تکذيب کردند، پس خدا هم آنان را به گناهانشان مؤاخذه کرد؛ و خدا سخت کيفر است. ( 11 )  

به کافران بگو: به زودي شکست مي خوريد و به سوي دوزخ محشور مي شويد، و آن بد آرامگاهي است. ( 12 )

تحقيقاً براي شما در دو گروهي که [در جنگ بدر] با هم رو به رو شدند، نشانه اي [از قدرت خدا و حقّانيّت نبوّت پيامبر] بود، گروهي در راه خدا مي جنگيدند، و گروه ديگر کافر بودند، که اهل ايمان را به چشم خويش دو برابر مي ديدند [به همين خاطر شکست خوردند] و خدا هر که را بخواهد با ياري خود تأييد مي کند؛ مسلماً در اين [واقعيت] عبرتي براي دارندگان بصيرت است. ( 13 )  

محبت و عشق به خواستني ها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپايان و کشت و زراعت، براي مردم آراسته شده است؛ اينها کالاي زندگيِ [زودگذرِ] دنياست؛ و خداست که بازگشت نيکو نزد اوست. ( 14 )  

بگو: آيا شما را به بهتر از اين [امور] خبر دهم؟ براي آنان که [در همه شؤون زندگي] پرهيزکاري پيشه کرده اند، در نزد پروردگارشان بهشت هايي است که از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جاري است، در آنجا جاودانه اند و [نيز براي آنان] همسراني پاکيزه و خشنودي و رضايتي از سوي خداست؛ و خدا به بندگان بيناست. ( 15 )

آنان که مي گويند: پروردگارا! قطعاً ما ايمان آورديم، پس گناهانمان را بيامرز وما را از عذاب آتش نگاه دار. ( 16)

آنان که صبر کنندگان و راستگويان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرهايند؛ ( 17 )

خدا در حالي که برپا دارنده عدل است [با منطق وحي، با نظام مُتقن آفرينش و با زبان همه موجودات] گواهي مي دهد که هيچ معبودي جز او نيست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نيز گواهي مي دهند که هيچ معبودي جز او نيست؛ معبودي که تواناي شکست ناپذير و حکيم است. ( 18 )

مسلماً دينِ [واقعي که همه پيامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا، اسلام است. و اهل کتاب [درباره آن] اختلاف نکردند مگر پس از آنکه آنان را [نسبت به حقّانيّت آن] آگاهي و دانش آمد، اين اختلاف به خاطر حسد و تجاوز ميان خودشان بود؛ و هر کس به آيات خدا کافر شود [بداند که] خدا حسابرسي، سريع است. ( 19 )

پس اگر با تو جدال و گفتگوي خصومت آميز کردند، [فقط در پاسـخشان] بگو: من و همه پيروانمْ وجود خود را تسليم خدا کرده ايم. و به اهل کتاب و به بي سوادانِ [مشرک] بگو: آيا شما هم تسليم شده ايد؟ پس اگر تسليم شوند، قطعاً هدايت يافته اند، و اگر روي گرداندند [برتو دشوار و سخت نيايد] که آنچه بر عهده توست فقط ابلاغ [پيام خدا] ست؛ و خدا به بندگان بيناست. ( 20 )  

کساني که پيوسته به آيات خدا کفر مي ورزند، و همواره پيامبران را به ناحق مي کشند، و از مردم کساني را که امر به عدالت مي کنند به قتل مي رسانند، پس آنان را به عذابي دردناک بشارت ده. ( 21 )  

آنان کساني اند که اعمالشان در دنيا و آخرت تباه و بي اثر شده، و براي آنان هيچ ياوري نخواهد بود. ( 22 )  

آيا به کساني که بهره اي اندک از کتاب [تورات و انجيل] به آنان داده شده ننگريستي که به سوي کتاب خدا خوانده مي شوند تا در ميان آنان [درباره احکام الهي و نبوّت پيامبر اسلام] داوري کنند؟ سپس گروهي از آنان در حالي که اعراض کننده [از حق و حقيقت] اند، روي مي گردانند. ( 23 )

اين روي گرداني به خاطر آن است که گفتند: هرگز آتش [دوزخ در روز قيامت] جز چند روزي به ما نمي رسد و آنچه همواره افترا و دروغ [به خدا] مي بستند، آنان را در دينشان مغرور کرده است. ( 24 )

پس چه خواهند کرد، هنگامي که آنان را براي روزي که هيچ شکي در آن نيست گرد آوريم، و به هر کس آنچه [از نيک و بد] به دست آورده، به طور کامل داده شود، و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت. ( 25 )

بگو: خدايا! اي مالک همه موجودات! به هر که خواهي حکومت مي دهي و از هر که خواهي حکومت را مي ستاني، و هر که را خواهي عزت مي بخشي و هر که را خواهي خوار و بي مقدار مي کني، هر خيري به دست توست، يقيناً تو بر هر کاري توانايي. ( 26)

شب را در روز در مي آوري و روز را در شب در مي آوري، و زنده را از مرده بيرون مي آوري و مرده را از زنده بيرون مي آوري؛ و هر که را بخواهي بي حساب روزي مي دهي. ( 27 )

مؤمنان نبايد کافران را به جاي اهل ايمان، سرپرست و دوست بگيرند؛ و هر کس چنين کند در هيچ پيوند و رابطه اي با خدا نيست، مگر آنکه بخواهيد به سبب دفع خطري که متوجه شماست از آنان تقيّه کنيد؛ خدا شما را از [عذاب] خود بر حذر مي دارد، و بازگشت [همه] به سوي خداست. ( 28 )

بگو: اگر آنچه [از نيّت هاي فاسد و افکار باطل] در سينه هاي شماست، پنهان داريد يا آشکار کنيد، خدا آن را مي داند. و نيز آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمين است، مي داند و خدا بر هر چيز تواناست. ( 29 )

روزي که هر کس آنچه را از کار نيک انجام داده و آنچه را از کار زشت مرتکب شده حاضر شده مي يابد، و آرزو مي کند که اي کاش ميان او و کارهاي زشتش زمان دور و درازي فاصله بود. و خدا شما را از [عذاب] خود برحذر مي دارد؛ و خدا به بندگان مهربان است. ( 30 )

بگو: اگر خدا را دوست داريد، پس مرا پيروي کنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بيامرزد؛ و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. ( 31 )

بگو: از خدا و پيامبر اطاعت کنيد. پس اگر روي گردانيدند [بدانند که] يقيناً خدا کافران را دوست ندارد. ( 32 )  

بي ترديد خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را [به خاطر شايستگي هاي ويژه اي که در آنان بود] بر جهانيان برگزيد. ( 33 )  

فرزنداني [را برگزيد] که [از نظر پاکي، تقوا، درستي و راستي] برخي از [آنان از نسل] برخي ديگرند؛ و خدا شنوا و داناست. (  34 ) )

[ياد کنيد] هنگامي که همسر عمران گفت: پروردگارا! براي تو نذر کردم که آنچه را در شکم خود دارم [براي خدمت خانه تو از ولايت و سرپرستي من] آزاد باشد، بنابراين از من بپذير؛ يقيناً تو شنوا و دانايي. ( 35 )  

زماني که او را زاييد، گفت: پروردگارا! من او را دختر زاييدم. و خدا به آنچه او زاييد داناتر بود؛ و آن پسر [که زاييدن او را آرزو داشت، در کرامت، عظمت، ارزش و شخصيت] مانند اين دختر نيست؛ [پس در مقام نام گذاريش گفت:] البته من نامش را «مريم» نهادم، و او و فرزندانش را از خطرات مهلک و وسوسه هاي بنيان برانداز شيطان رانده شده به پناه تو مي آورم. ( 36)  

پس پرودگارش او را به صورت نيکويي پذيرفت، و به طرز نيکويي نشو و نما داد، و زکريا را کفيلِ [رشد و تربيت معنوي] او قرار داد. هر زمان که زکريا در محراب [عبادت] بر او وارد مي شد، رزق ويژه اي نزدش مي يافت. [روزي در کمال شگفتي] گفت: اي مريم! اين رزق ويژه براي تو از کجاست؟! گفت: از سوي خداست، يقيناً خدا هر کس را بخواهد، رزق بي حساب مي دهد. ( 37 )

 در آنجا بود که زکريا [با ديدن کرامت و عظمت مريم] پروردگار خود را خوانده، گفت: پروردگارا! مرا از سوي خود فرزندي پاک و پاکيزه عطا کن، يقيناً تو شنواي دعايي. ( 38 )  

پس فرشتگان، او را در حالي که در محراب عبادت به نماز ايستاده بود، ندا دادند که خدا تو را به يحيي بشارت مي دهد که تصديق کننده کلمه اي از سوي خدا [يعني مسيح] است و سرور و پيشوا، و [از روي زهد و حيا] نگاهدار خود از مُشتهيات نفساني، و پيامبري از شايستگان است. ( 39 )  

گفت: پروردگارا! چگونه براي من پسري خواهد بود، در حالي که پيري به من رسيده و همسرم نازاست؟ خدا فرمود: چنين است [که مي گويي، ولي کار خدا مُقيّد به علل و اسباب نيست] خدا هر چه را بخواهد [با مشيّت مطلقه خود] انجام مي دهد. ( 40 )  

گفت: پروردگارا! براي من نشانه اي [جهت الهي بودن اين بشارت] قرار ده. گفت: نشانه تو اين است که سه روز نتواني با مردم جز با رمز و اشاره سخن گويي، و پروردگارت را بسيار ياد کن و [او را] شام گاه و بامداد تسبيح گوي. ( 41 )

و [ياد کنيد] هنگامي که فرشتگان گفتند: اي مريم! قطعاً خدا تو را برگزيده و [از همه آلودگي هاي ظاهري و باطني] پاک ساخته، و بر زنان جهانيان برتري داده است. ( 42 )

اي مريم! فروتنانه براي پروردگارت به طاعت برخيز و سجده به جاي آور و با رکوع کنندگان رکوع کن. ( 43 )

اين [حقايق] از خبرهاي غيبي است که به تو وحي مي کنيم. و تو هنگامي که آنان قلم هاي خود را [به عنوان قرعه زدن در آب] مي انداختند که کداميک از آنان سرپرستي مريم را عهده دار شود، و نيز زماني که [براي کفالت او] با يکديگر جدال و ستيز مي کردند، نزد آنان نبودي. ( 44 ) [

[ياد کنيد] زماني که فرشتگان گفتند: اي مريم! يقيناً خدا تو را به کلمه اي از سوي خود که نامش مسيح عيسي بن مريم است مژده مي دهد که در دنيا و آخرت داراي مقبوليّت و آبرومندي و از مقربّان است. ( 45 )

و با مردم در گهواره [به صورت کاري خارق العاده] و در ميان سالي [با زبان وحي] سخن مي گويد و از شايستگان است(46)

[مريم] گفت: پروردگارا! چگونه براي من فرزندي خواهد بود، در حالي که هيچ بشري با من تماس نگرفته؟! [خدا] فرمود: چنين است که مي گويي [ولي کار خدا مُقيّد به علل و اسباب نيست،] خدا هر چه را بخواهد [با مشيّت مطلقه خود] مي آفريند، چون چيزي را اراده کند جز اين نيست که به آن مي گويد: «باش» پس بي درنگ مي باشد؛ ( 47 )  

و به او کتاب و حکمت و تورات و انجيل مي آموزد. ( 48 )  

و به رسالت و پيامبري به سوي بني اسرائيل مي فرستد که [به آنان گويد:] من از سوي پروردگارتان براي شما نشانه اي [بر صدق رسالتم] آورده ام؛ من از گِل براي شما چيزي به شکل پرنده مي سازم و در آن مي دَمم که به اراده و مشيّت خدا پرنده اي [زنده و قادر به پرواز] مي شود؛ و کور مادرزاد و مبتلاي به پيسي را بهبود مي بخشم؛ و مردگان را به اِذن خدا زنده مي کنم؛ و شما را از آنچه مي خوريد و آنچه در خانه هايتان ذخيره مي کنيد خبر مي دهم؛ مسلماً اگر مؤمن باشيد اين [معجزات] براي شما نشانه اي [بر صدق رسالت من] است؛ ( 49 )  

وآنچه را از تورات پيش از من بوده، تصديق دارم و [آمده ام] تا برخي از چيزهايي را که [در گذشته به سزاي ستمکاري وگناهانتان] بر شما حرام شده حلال کنم، وبراي شما نشانه اي [برصدق رسالتم] از سوي پروردگارتان آورده ام؛ پس [اي بني اسرائيل!] از خدا پروا کنيد و مرا فرمان بريد؛ ( 50 )  

يقيناً خدا پروردگار من و پرودگار شماست؛ پس او را بپرستيد، اين است راه راست. ( 51 )  

زماني که عيسي از آنان احساس کفر کرد، گفت: [براي اقامه دين و سلوک و حرکت] کيانند ياران من به سوي خدا؟ حواريون گفتند: ما ياران خداييم، به خدا ايمان آورديم؛ و گواه باش که ما در برابر خدا [و فرمان ها و احکام او] تسليم هستيم. ( 52 )  

پروردگارا! به آنچه نازل کردي ايمان آورديم و از اين پيامبر پيروي کرديم؛ پس ما را در زمره گواهان [که پيامبران تواند] بنويس. ( 53 )  

و [کافران از بني اسرائيل درباره عيسي و آيينش] نيرنگ زدند، و خدا هم جزاي نيرنگشان را داد؛ و خدا بهترين جزا دهنده نيرنگ زنندگان است. ( 54 ) [

[ياد کنيد] هنگامي که خدا فرمود: اي عيسي! من تو را [از روي زمين و از ميان مردم] بر مي گيرم، و به سوي خود بالا مي برم، و از بودن در ميان اجتماع آلوده کافران پاک مي کنم، و آنان را که از تو پيروي کردند تا روز قيامت برتر از کساني که کافر شدند قرار مي دهم؛ سپس بازگشت شما به سوي من است، و در ميان شما در آنچه با هم اختلاف داشتيد [به حقّ و عدالت] داوري مي کنم؛ ( 55 )  

اما کساني که کافر شدند، آنان را در دنيا و آخرت به عذابي سخت شکنجه مي کنم و براي آنان هيچ ياوري نخواهد بود؛ ( 56)  

و اما کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته انجام دادند، خدا پاداششان را به طور کامل مي دهد؛ و خدا ستمکاران را [که به دين کافر شدند، يا از دين فقط به اسم آن قناعت کردند] دوست ندارد. ( 57 )

اين داستان هايي که بر تو مي خوانيم از آيات [الهي] و پندهاي حکيمانه است. ( 58 )

قطعاً داستان عيسي نزد خدا [از نظر چگونگي آفرينش] مانند داستان آدم است که [پيکر] او را از خاک آفريد، سپس به او فرمود: [موجود زنده] باش؛ پس بي درنگ [موجود زنده] شد. ( 59 )

حق از [ناحيه] پروردگار توست؛ بنابراين از ترديدکنندگان مباش. ( 60 )

پس هر که با تو درباره او [عيسي] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحي، نسبت به احوال وي] علم و آگاهي آمد، مجادله و ستيز کند، بگو: بياييد ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنيم؛ سپس يکديگر را نفرين نماييم، پس لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم ( 61 )

يقيناً اين [واقعياتي که بيان شد،] همان داستان راست و درست [مسيح] است؛ [و الوهيّت او يا فرزند خدا بودنش از پندارهاي واهي و ادعاهاي باطل نصاري است] و هيچ معبودي جز خدا نيست؛ و يقيناً خداست که تواناي شکست ناپذير و حکيم است. ( 62 )

[ چنانچه [با اين همه دلايل روشن از اعتراف به توحيد و پذيرفتن اسلام] روي گرداندند، [بدانند که] يقيناً خدا به [وضع و حال] مفسدان آگاه است. ( 63 )

بگو: اي اهل کتاب! بياييد به سوي سخني که ميان ما و شما يکسان است [و همه کتاب هاي آسماني و پيامبران آن را ابلاغ کردند] که جز خداي يگانه را نپرستيم، و چيزي را شريک او قرار ندهيم، و بعضي از ما بعضي را ارباباني به جاي خدا نگيرد. پس اگر [از دعوتت به اين حقايق] روي گرداندند [تو و پيروانت] بگوييد: گواه باشيد که ما [در برابر خدا و فرمان ها و احکام او] تسليم هستيم. ( 64 )  

اي اهل کتاب! چرا درباره ابراهيم مجادله و ستيز مي کنيد [شما قوم يهود، او را يهودي مي دانيد، و شما گروه نصاري، او را نصراني مي شماريد] در حالي که تورات و انجيل بعد از او نازل شد؛ آيا نمي انديشيد؟! ( 65 )

آگاه باشيد! شما کساني هستيد که درباره آنچه به آن آگاهي داشتيد مجادله و ستيز کرديد، [ستيز شما يهوديان با نصاري اين بود که مسيح، فرزند خدا نيست، و ستيز شما نصاري با يهوديان اين بود که عيسي داراي مقام نبوّت است و ايمان به او واجب است،] پس چرا درباره آنچه به آن آگاهي نداريد [و آن آيين ابراهيم است] مجادله و ستيز مي کنيد؟! و خدا مي داند و شما نمي دانيد. ( 66)

 ابراهيم نه يهودي بود و نه نصراني، بلکه يکتاپرست و حق گرايي تسليم بود، و از مشرکان نبود. ( 67 )

مسلماً نزديک ترين مردم به ابراهيم [از جهت پيوند وانتساب معنوي] کساني اند که [از روي حقيقت] از او پيروي کردند، و اين پيامبر و کساني که [به او] ايمان آورده اند [از همه به او نزديک ترند] و خدا ياور و سرپرست مؤمنان است. ( 68 ) گروهي از اهل کتاب آرزو دارند که کاش شما را [از راه خدا] گمراه کنند، در حالي که جز خودشان را گمراه نمي کنند، و [اين واقعيت را] درک نمي کنند. ( 69 )  

اي اهل کتاب! چرا به آيات خدا [در تورات و انجيل درباره اوصاف پيامبر اسلام] کفر مي ورزيد در حالي که خودتان گواهي مي دهيد [که اين آيات از سوي خدا نازل شده است؟ (70)

) اي اهل کتاب! چرا در حالي که [به حقايق و واقعيات] آگاهيد، حق را به باطل مُشتبه مي کنيد، و حق را پنهان مي داريد [تا مردم گمراه بمانند؟ ( 71 )

 و گروهي از [عالمانِ] اهل کتاب [به پيروان خود] گفتند: اول روز به آنچه [از آيات قرآن] بر مؤمنان نازل شده [به مکر و حيله] ايمان آوريد، و در پايان روز کفر ورزيد، شايد [مؤمنان با اين ايمان و انکار شما به ترديد افتند و] از دينشان بازگردند!! ( 72 )  

و [نيز گفتند: در توضيح حقايق] جز به کسي که از دينتان پيروي مي کند، اطمينان نورزيد [تا ديگران هدايت نيابند]. بگو: يقيناً هدايت، هدايت خداست. سپس گفتند: گمان نکنيد آنچه به شما اهل کتاب [از نبوّت، معجزه، قبله مستقل و آيات آسماني] داده شده به کسي [از عرب و غير عرب] داده شود، يا اينکه مؤمنان مي توانند نزد پروردگارشان با شما محاجّه و گفتگو کنند. [در پاسـخ ياوه هاي آنان] بگو: فضل و رحمت [که از جلوه هايش نبوّت، کتاب، معجزه و قبله است،] به دست خداست، به هر کس بخواهد مي دهد؛ و خدا بسيار عطا کننده و داناست. ( 73 )  

هر که را بخواهد، به رحمت خود اختصاص مي دهد و خدا داراي فضل بزرگ است. ( 74 )  

و از اهل کتاب کسي است که اگر او را بر مال فراواني امين شماري، آن را به تو بازمي گرداند؛ و از آنان کسي است که اگر او را به يک دينار امين شماري، آن را به تو بازنمي گرداند، مگر آنکه همواره بالاي سرش بايستي [و مال خود را با سخت گيري از او بستاني]. اين به خاطر آن است که آنان گفتند: [چون ما اهل کتابيم] رعايت کردن حقوق غير اهل کتاب بر عهده ما نيست، [و در ضايع کردن حقوق ديگران گناه و عقوبتي نداريم] و اينان [در حالي که باطل بودن گفتار خود را] مي دانند بر خدا دروغ مي بندند. ( 75 )  

آري، هر که به پيمان خود [در تعهد به اجراي احکام دين] وفا کرد، و [در همه امور زندگي] تقوا پيشه ساخت، [بداند که] يقيناً خدا تقوا پيشگان را دوست دارد . ( 76)  

قطعاً کساني که پيمان خدا و سوگندهايشان را [براي رسيدن به مقاصد دنيايي] به بهاي اندکي مي فروشند، براي آنان در آخرت بهره اي نيست؛ و خدا با آنان سخن نمي گويد، و در قيامت به آنان نظر [لطف و رحمت] نمي نمايد، و [از گناه و آلودگي] پاکشان نمي کند؛ و براي آنان عذاب دردناکي خواهد بود. ( 77 )

و از يهود گروهي هستند که هنگام [خواندن] دست نوشته ها [ي دروغ و بر بافته هاي خود] زبان [و صدايشان] را چنان پيچ و خم مي دهند تا شما گمان کنيد که [آنچه مي خوانند] از کتاب آسماني است، در حالي که از کتاب [آسماني] نيست؛ و [با بي شرمي] مي گويند: آنچه مي خوانيم از سوي خداست. در حالي که از سوي خدا نيست؛ و با آنکه مي دانند [از سوي خدا نيست] به خدا دروغ مي بندند. ( 78 )  

هيچ انساني را نسزد که خدا او را کتاب و حکمت و نبوّت دهد، سپس به مردم بگويد: به جاي خدا بندگان من باشيد بلکه [تکليف الهي و انساني او اقتضا مي کند به مردم بگويد:] به خاطر آنکه کتاب خدا را تعليم مي داديد، و به سبب آنکه آن را مي خوانديد، دانشمندانِ «الهي مسلک» [و کاملان در دين] باشيد. ( 79 )  

و نيز نَسِزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پيامبران را خدايان خود گيريد. آيا [چنين انسان والايي که داراي نبوّت و حکمت است] شما را پس از آنکه تسليم [خدا و فرمان ها و احکام او] شده ايد، امر به کفر مي کند؟ ( 80 )  

و [ياد کنيد] هنگامي که خدا از همه پيامبران [و امت هايشان] پيمان گرفت که هرگاه کتاب و حکمت به شما دادم، سپس [در آينده] پيامبري براي شما آمد که آنچه را [از کتاب هاي آسماني] نزد شماست تصديق کرد، قطعاً بايد به او ايمان آوريد و وي را ياري دهيد. [آن گاه خدا] فرمود: آيا اقرار کرديد و بر اين [حقيقت] پيمان محکم مرا [به صورتي که به آن وفا کنيد] دريافت نموديد؟ گفتند: اقرار کرديم. فرمود: پس [بر اين پيمان] گواه باشيد و من هم با شما از گواهانم. ( 81 )  

پس کساني که بعد از اين [پيمان محکم و استوار از آن] روي برتافتند فقط آنان هستند که از دايره انسانيت بيرون شده اند. ( 82 )  

آيا [اهل کتاب پس از اين همه دلايل روشن] غير دين خدا را خواستارند؟ در حالي که هر که در آسمان ها وزمين است از روي رغبت يا کراهت در برابر او [و اراده و فرمانش] تسليم است، وهمه به سوي او بازگردانده مي شوند. ( 83 ) [

اي پيامبر! از جانب خود و پيروانت به همه] بگو: ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگان [داراي مقام نبوتشان] فرود آمده، و آنچه به موسي و عيسي و پيامبران از سوي پروردگارشان داده شده ايمان آورديم، و ميان هيچ يک از آنان فرق نمي گذاريم، و ما در برابر او [و فرمان ها و احکام او] تسليم هستيم. ( 84 )  

و هرکه جز اسلام، ديني طلب کند، هرگز از او پذيرفته نمي شود و او در آخرت از زيانکاران است. ( 85 ) چگونه خدا گروهي را هدايت کند که بعد از آنکه ايمان آوردند، و به حقّانيّت رسول اسلام شهادت دادند، و دلايل روشن و آشکار براي آنان آمد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدايت نمي کند. ( 86)  

اينان کيفرشان اين است که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است. ( 87 )  

در آن لعنت جاودانه اند؛ نه عذاب از آنان سبک شود، و نه مهلتشان دهند. ( 88 )  

مگر کساني که بعد از آن توبه کردند و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند؛ زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. ( 89 )  

مسلماً کساني که پس از ايمانشان کافر شدند، سپس بر کفر [خود] افزودند، هرگز توبه آنان پذيرفته نخواهد شد؛ و اينانند که گمراهند. ( 90 )  

قطعاً کساني که کافر شدند و در حال کفر از دنيا رفتند، هرگز از هيچ يک از آنان [براي رهايي از عذاب] هر چند به اندازه آکندگي زمين از طلا فديه و عوض دهد، پذيرفته نمي شود؛ براي آنان عذابي دردناک خواهد بود، و هيچ ياوري نخواهند داشت. ( 91 )

هرگز به [حقيقتِ] نيکي [به طور کامل] نمي رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق کنيد؛ و آنچه از هر چيزي انفاق مي کنيد [خوب يا بد، کم يا زياد، به اخلاص يا ريا] يقيناً خدا به آن داناست. ( 92 )  

همه خوراکي ها بر بني اسرائيل حلال بود، جز آنچه اسرائيل [يعني حضرت يعقوب] پيش از آنکه تورات نازل شود [به علتي] بر خود حرام کرد؛ [بنابراين آنچه از خوراکي ها در توراتْ حرام شده به کيفر گناهان بني اسرائيل است نه آنکه از آيين ابراهيم به جا مانده باشد] بگو: اگر راستگوييد [و حقيقت غير از اين است] تورات را [که از نظرها پنهان کرده ايد] بياوريد و آن را بخوانيد، [و اگر از آوردن تورات و خواندنش خودداري ورزيد، اعتراف کنيد که به تورات دروغ مي بنديد.] ( 93 )

پس کساني که بعد از اين [دلايل روشن] بر خدا دروغ بندند، [و بگويند: آنچه از خوراکي ها در تورات حرام شده از شريعت ابراهيم باقي مانده و نسخ آن محال است،] اينانند که يقيناً ستمکارند. ( 94 )

بگو: خدا راست گفت [که خوراکي ها در آيين ابراهيم حرام نبوده]. بنابراين از آيين ابراهيم که يکتاپرست و حق گرا بود و از مشرکان نبود، پيروي کنيد. ( 95 )

يقيناً نخستين خانه اي که براي [نيايش و عبادت] مردم نهاده شد، همان است که در مکه است، که پر برکت و وسيله هدايت براي جهانيان است. ( 96)

در آن نشانه هايي روشن [از ربوبيّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهيم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّي ثابت و لازم بر عهده مردم است که [براي اداي مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کساني که [از جهت سلامت جسمي و توانمندي مالي و باز بودن مسير] بتوانند به سوي آن راه يابند، و هر که ناسپاسي ورزد [و از رفتن به آنجا خودداري کند، به خود زيان زده]؛ زيرا خدا از جهانيان بي نياز است. ( 97 )  

بگو: اي اهل کتاب! چرا به آيات خدا کفر مي ورزيد؟ در حالي که خدا بر آنچه انجام مي دهيد، گواه است. ( 98 ) بگو: اي اهل  

کتاب! چرا کساني را که ايمان آورده اند از راه خدا ـ در حالي که خواهان کج نشان دادن آن هستيد ـ بازمي داريد؟ با اينکه شما [به مستقيم بودن و حقّانيّتش] گواهيد، و خدا از آنچه انجام مي دهيد بي خبر نيست. ( 99 )  

اي اهل ايمان! اگر از گروهي از کساني که به آنان کتاب داده شده اطاعت کنيد، شما را پس از ايمانتان به کفر بازمي گردانند. ( 100 )  

و چگونه کفر مي ورزيد در حالي که آيات خدا بر شما خوانده مي شود، و پيامبر او در ميان شماست؟! و هر کس به خدا تمسّک جويد، قطعاً به راه راست هدايت شده است. ( 101 )

اي اهل ايمان! از خدا آن گونه که شايسته پرواي از اوست، پروا کنيد، و نميريد مگر در حالي که [در برابر او و فرمان ها و احکامش] تسليم باشيد. ( 102 )

و همگي به ريسمان خدا [قرآن و اهل بيت (عليهم السلام)] چنگ زنيد، و پراکنده و گروه گروه نشويد؛ و نعمت خدا را بر خود ياد کنيد آن گاه که [پيش از بعثت پيامبر و نزول قرآن] با يکديگر دشمن بوديد، پس ميان دل هاي شما پيوند و الفت برقرار کرد، در نتيجه به رحمت و لطف او با هم برادر شديد، و بر لب گودالي از آتش بوديد، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا اين گونه، نشانه هاي [قدرت، لطف و رحمت] خود را براي شما روشن مي سازد تا هدايت شويد. ( 103 )

و بايد از شما گروهي باشند که [همه مردم را] به سوي خير [اتحاد، اتفاق، الفت، برادري، مواسات و درستي] دعوت نمايند، و به کار شايسته و پسنديده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اينانند که يقيناً رستگارند. ( 104 )

و [شما اي اهل ايمان!] مانند کساني نباشيد که پس از آنکه دلايل روشن براي آنان آمد، پراکنده و گروه گروه شدند و [در دين] اختلاف پيدا کردند، و آنان را عذابي بزرگ است؛ ( 105 )  

در روزي که چهره هايي سپيد و چهره هايي سياه شود، اما آنان که چهره هايشان سياه شده [به آنان گويند:] آيا پس از ايمانتان کافر شديد؟ پس به کيفر آنکه کفر مي ورزيديد، اين عذاب را بچشيد. ( 106)  

و اما آنان که چهره هايشان سپيد گشته، همواره در رحمت خدايند، و در آن جاودانه اند. ( 107 )

اينها [که سرگذشت اهل کتاب، مژده ها، بيم ها و امور مربوط به آخرت است] آيات خداست که آن را به درستي و راستي بر تو مي خوانيم؛ و خدا هيچ ستم و بيدادي بر جهانيان نمي خواهد. ( 108 )

و آنچه در آسمان و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالکيّت و فرمانروايي خداست، و همه امور به سوي او بازگردانده مي شود. ( 109 )

شما بهترين امتي هستيد که [براي اصلاح جوامع انساني] پديدار شده ايد، به کار شايسته و پسنديده فرمان مي دهيد و از کار ناپسند و زشت بازمي داريد، و [از روي تحقيق، معرفت، صدق و اخلاص] به خدا ايمان مي آوريد. و اگر اهل کتاب ايمان مي آوردند قطعاً براي آنان بهتر بود؛ برخي از آنان مؤمن [به قرآن و پيامبرند] و بيشترشان فاسقند. ( 110 )

هرگز به شما جز آزاري اندک نمي رسانند، و اگر با شما بجنگند [شکست مي خورند و] به شما پشت کرده [فرار مي کنند] آن گاه [از جانب ديگران] ياري نمي شوند. ( 111 )

هر زمان و هر کجا يافت شوند، [داغِ] خواري و ذلت بر آنان زده شده، مگر [آنکه] به ريسماني از جانب خدا [که ايمان به قرآن و نبوّت پيامبر است] و يا ريسماني از سوي مردمِ [مؤمن که پذيرش ذمه و شرايط آن است، چنگ زنند] و به خشمي از سوي خدا سزاوار شده اند و [داغِ] بينوايي و بدبختي بر آنان زده شد. اين بدان سبب است که آنان همواره به آيات خدا کفر مي ورزيدند و پيامبران را به ناحق مي کشتند، و اين [کفرورزي و کشتن پيامبران] به سبب اين است که [خدا را] نافرماني نمودند و همواره [از حدود الهي] تجاوز مي کردند. ( 112 ) [

همه اهل کتاب] يکسان نيستند، از اهل کتاب گروهي درستکار [و رعايت کننده حقّ خدا و مردم] هستند، آيات خدا را در ساعاتي از شب مي خوانند و [به پيشگاه حق از روي تواضع و فروتني] سجده مي کنند. ( 113 ) [

در سايه قرآن و نبوّت پيامبر] به خدا و روز قيامت ايمان مي آورند و به کار شايسته و پسنديده فرمان مي دهند، و از کار ناپسند و زشت بازمي دارند و در کارهاي خير مي شتابند؛ و اينان از شايستگانند. ( 114 )

و هر کار خيري انجام دهند، هرگز درباره آن مورد ناسپاسي قرار نخواهند گرفت؛ و خدا به تقواپيشگان داناست. ( 115 )

 قطعاً کساني که کافر شدند، هرگز اموال و اولادشان چيزي از [عذاب] خدا را از آنان دفع نخواهد کرد؛ و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه اند. ( 116)  

داستان آنچه [کافران] در اين زندگي دنيا انفاق مي کنند، مانند بادي آميخته با سرمايي سخت است که [به عنوان مجازات] به کشتزار قومي که بر خود ستم کرده اند برسد و آن را نابود کند؛ و خدا به آنان ستم نکرده است، ولي آنان به خويشتن ستم مي ورزند. ( 117 )  

اي اهل ايمان! از غير خودتان براي خود محرم راز نگيريد؛ آنان از هيچ توطئه و فسادي درباره شما کوتاهي نمي کنند؛ شدت گرفتاري و رنج و زيان شما را دوست دارند؛ تحقيقاً دشمني [با اسلام و مسلمانان] از لابلاي سخنانشان پديدار است و آنچه سينه هايشان [از کينه و نفرت] پنهان مي دارد بزرگ تر است. ما نشانه ها [يِ دشمني و کينه آنان] را اگر مي انديشيد براي شما روشن ساختيم. ( 118 )  

آگاه باشيد! اين شماييد که آنان را دوست داريد، و آنان شما را دوست ندارند. و شما به همه کتاب ها [يِ آسماني] ايمان داريد [ولي آنان ايمان ندارند]. و چون با شما ديدار کنند، مي گويند: ايمان آورديم. و زماني که با يکديگر خلوت نمايند از شدت خشمي که بر شما دارند، سر انگشتان خود را مي گزند. بگو: به خشمتان بميريد. يقيناً خدا به آنچه در سينه هاست، داناست. ( 119 )

اگر به شما خير و خوشي [و پيروزي و غنيمت] رسد، آنان را بدحال [و دلتنگ] مي کند، و اگر بدي و ناخوشي [و حادثه تلخي] رسد به سبب آن خوشحال مي شوند؛ و اگر شکيبايي ورزيد و پرهيزکاري کنيد، نيرنگشان هيچ زياني به شما نمي رساند؛ مسلماً خدا به آنچه انجام مي دهند، احاطه دارد. ( 120 )

و [ياد کن] زماني را که صبحگاهان [براي جنگ احد] از ميان خانواده ات بيرون آمدي تا مؤمنان را براي جنگيدن در سنگرهاي نظامي جاي دهي؛ و خدا شنوا [يِ به گفته ها] و دانا [يِ بهنيّت ها] ست. ( 121 ) [

ياد کنيد که] در آن هنگام دو گروه از شما بر آن شدند که سستي و ناتواني نشان دهند [و از جنگ منصرف شده، برگردند]، در حالي که خدا يار و ياورشان بود [لذا از اين قصد شيطاني بازشان داشت] و مؤمنان بايد فقط بر خدا توکل کنند. ( 122 )

 

و بي ترديد خدا در [جنگِ] بدر شما را ياري داد، در حالي که [از نظر ساز و برگ جنگي و شمار نفرات نسبت به دشمن] ناتوان بوديد؛ بنابراين از خدا پروا کنيد، باشد که سپاس گزاري نماييد . ( 123 )  

آن هنگام که به مؤمنان مي گفتي: آيا شما را بس نيست که پروردگارتان به سه هزار فرشته نازل شده شما را ياري دهد؟ ( 124 )  

آري، اگر شکيبايي ورزيد و پرهيزکاري کنيد و دشمنان در همين لحظه، جوشان و خروشان بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار ياري مي دهد. ( 125 )  

و خدا [وعده ياري و پيروزي] را جز بشارتي براي شما و براي آنکه دل هايتان به آن آرامش يابد، قرار نداد؛ و ياري و نصرت جز از سوي خداي تواناي شکست ناپذير و حکيم نيست. ( 126)  

تا برخي از کافران را [از ريشه و بن] نابود کند، يا آنان را خوار و ذليل سازد، تا نوميد بازگردند. ( 127 )  

زمام چيزي از امور [مشرکان و مؤمنانِ فراري از جنگ] در اختيار تو نيست، يا توبه آنان را [به شرط آنکه توبه کنند] مي پذيرد يا عذابشان مي کند؛ زيرا آنان ستمکارند. ( 128 )  

و آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالکيّت و فرمانروايي خداست. هر که را بخواهد مي آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مي کند؛ و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. ( 129 )  

اي اهل ايمان! ربا را که سودهاي چند برابر است نخوريد، و از خدا پروا کنيد تا رستگار شويد. ( 130 ) و از آتشي که براي کافران آماده شده است بپرهيزيد. ( 131 )

و از خدا و پيامبر فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد. ( 132 )

و به سوي آمرزشي از پروردگارتان و بهشتي که پهنايش [به وسعتِ] آسمان ها و زمين است بشتابيد؛ بهشتي که براي پرهيزکاران آماده شده است؛ ( 133 )

آنان که در گشايش و تنگ دستي انفاق مي کنند، و خشم خود را فرو مي برند، و از [خطاهايِ] مردم در مي گذرند؛ و خدا نيکوکاران را دوست دارد. ( 134 )

و آنان که چون کار زشتي مرتکب شوند يا بر خود ستم ورزند، خدا را ياد کنند و براي گناهانشان آمرزش خواهند؛ و چه کسي جز خدا گناهان را مي آمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شده اند، پا فشاري نمي کنند؛ ( 135 )

پاداش آنان آمرزشي است از سوي پروردگارشان، و بهشت هايي که از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جاري است، در آن جاودانه اند؛ و پاداش عمل کنندگان، نيکوست. ( 136)

قطعاً پيش از شما روش هايي [در ميان ملل و جوامع بوده که از ميان رفته است]، پس در زمين گردش کنيد و با دقت و تامّل بنگريد که سرانجام تکذيب کنندگانِ [حقايق] چگونه بود. ( 137 )

اين [قرآن] براي مردم، بيانگر [حوادث و واقعيات] و براي پرهيزکاران، سراسر هدايت و اندرز است. ( 138 )

و [در انجام فرمان هايِ حق و در جهاد با دشمن] سستي نکنيد و [از پيش آمدها و حوادث و سختي هايي که به شما مي رسد] اندوهگين مشويد که شما اگر مؤمن باشيد، برتريد. ( 139 )

اگر [در جنگ احد] به شما آسيب و جراحتي رسيد، آن گروه را نيز [در جنگ بدر] آسيب و جراحتي مانند آن رسيد. و ما اين روزها [يِ پيروزي و ناکامي] را [به عنوان امتحان] در ميان مردم مي گردانيم [تا عبرت گيرند] و خدا کساني را که [از روي حقيقت و خلوص] ايمان آورده اند، مشخص کند و از ميان شما گواهاني [نسبت به پيروزي ها که نتيجه طاعت و تقواست، و شکست ها که محصول نافرماني و بي تقوايي است] بگيرد؛ و خدا ستمکاران را [که با سستي و بي تقوايي بر خود ستم مي کنند] دوست ندارد. ( 140 )

و [نيز اين پيروزي ها و ناکامي ها] براي آن است که کساني را که [از روي حقيقت] ايمان آورده اند [از عيوب و آلودگي ها] تصفيه و پاک کند، و کافران را نابود نمايد. ( 141 )

آيا پنداشته ايد [با ايمانِ بدون عمل] وارد بهشت مي شويد، در حالي که هنوز خدا کساني از شما را که در راه خدا جهاد کرده اند وشکيبايان را [از ديگران] مشخص و معلوم نکرده است؟! ( 142 )

و يقيناً شما [پس از آگاهي از درجات شُهدايِ بدر] مرگِ [در ميدان جنگ] را پيش از رويارويي با آن سخت آرزو مي کرديد، و هنگامي که با آن روبرو شديد [به هراس افتاديد و بدون هيچ اقدامي] به تماشاي آن پرداختيد!! ( 143 )

و محمّد جز فرستاده اي از سوي خدا که پيش از او هم فرستادگاني [آمده و] گذشته اند، نيست. پس آيا اگر او بميرد يا کشته شود، [ايمان و عمل صالح را ترک مي کنيد و] به روش گذشتگان و نياکان خود برمي گرديد؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هيچ زياني به خدا نمي رساند؛ و يقيناً خدا سپاس گزاران را پاداش مي دهد. ( 144 )

و هيچ کس جز به مشيّت و فرمان خدا نمي ميرد. سرنوشتي است مقرّر شده و هر که پاداش دنيا را بخواهد [اندکي از آن] به او مي دهيم، و هر که خواستار پاداش آخرت باشد، او را از آن مي بخشيم؛ و يقيناً سپاس گزاران را پاداش خواهيم داد. ( 145 )

چه بسا پيامبراني که انبوهي دانشمندانِ الهي مسلک [و کاملان در دينِ] به همراه او با دشمنان جنگيدند، پس در برابر آسيب هايي که در راه خدا به آنان رسيد، سستي نکردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسليم و فروتني فرود نياوردند؛ و خدا شکيبايان را دوست دارد. ( 146)

و سخن آنان [در گرما گرم و سختي جنگ] جز اين نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان ما و زياده روي در کارمان را بر ما ببخش و قدم هايمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران ياري ده. ( 147 )

پس خدا پاداش اين دنيا و پاداش نيک آخرت را به آنان عطا فرمود؛ و خدا نيکوکاران را دوست دارد. ( 148 )

اي اهل ايمان! اگر از کافران فرمان بريد، شما را به [عقايد و روش هاي کافرانه] گذشتگانتان بازمي گردانند، در نتيجه زيانکار خواهيد شد. ( 149 ) [

آنان نه سرپرست شما و نه شايسته اطاعت هستند] بلکه خدا يار و سرپرست شماست؛ و او بهترين ياري دهندگان است. ( 150 )

به زودي در دل هاي کافران ترس مي اندازيم؛ زيرا چيزي را که خدا بر [حقّانيّت] آن دليلي نازل نکرده، شريک خدا قرار داده اند، و جايگاهشان آتش است؛ و بد است جايگاه ستمکاران. ( 151 )

و يقيناً خدا وعده اش را [در جنگ احد] براي شما تحقّق داد، آن گاه که دشمنان را به فرمان او تا مرز ريشه کن شدنشان مي کشتيد، تا زماني که سست شديد و در کارِ [جنگ و غنيمت و حفظ سنگري که محل رخنه دشمن بود] به نزاع و ستيز برخاستيد، و پس از آنکه [در شروع جنگ] آنچه را از پيروزي و غنيمت دوست داشتيد، به شما نشان داد [از فرمان پيامبر در رابطه با حفظ سنگر] سر پيچي کرديد، برخي از شما دنيا را مي خواست و برخي از شما خواهان آخرت بود، سپس براي آنکه شما را امتحان کند از [پيروزي بر] آنان بازداشت و از شما درگذشت؛ و خدا بر مؤمنان داراي فضل است. ( 152 ) [

[ياد کنيد] زماني که [از ميدان جنگ احد] تا مرز پنهان شدن از ديده ها دور مي شديد و به هيچ کس توجه نمي کرديد، در صورتي که پيامبر [که اجابت دعوتش واجب است] شما را از پشت سرتان فرا مي خواند، پس خدا شما را به اندوهي روي اندوهي مجازات کرد تا بر آنچه [از پيروزي و غنيمت] از دستتان رفته و به آنچه [از آسيب و مصيبت] به شما رسيده، اندوهگين نشويد؛ و خدا به آنچه انجام مي دهيد، آگاه است. ( 153 )

 سپس بعد از آن اندوه و غم، خواب آرام بخشي بر شما فرود آمد که گروهي از شما را [که بر اثر پشيماني، دست از فرار برداشته به سوي پيامبر آمديد] فرا گرفت، و گروهي که فکر حفظ جانشان آنان را [در آن ميدان پر حادثه] پريشان خاطر و غمگين کرده بود، و درباره خدا گمان ناحق و ناروا هم چون گمان هايِ [زمانِ] جاهليت مي بردند [که چون خدا وعده پيروزي داده پس پيروزي بدون هر قيد و شرطي حقّ مسلّم آنان است! اما وقتي شکست خوردند درباره وعده خدا دچار ترديد شدند و] گفتند: آيا ما را در اين امر [پيروزي] اختياري هست؟ بگو: يقيناً اختيار همه امور به دست خداست. [اين نيست که چون خدا وعده پيروزي به شما داده بدون قيد و شرط براي شما حاصل شود، پيروزيِ وعده داده شده، محصول صبر و تقوا، و شکست معلول سستي و نافرماني است]. آنان در دل هايشان چيزي را پنهان مي کنند که براي تو آشکار نمي سازند، مي گويند: اگر ما را در اين امر [پيروزي] اختياري بود [و وعده خدا و پيامبر حقيقت داشت] در اينجا کشته نمي شديم. بگو: اگر شما در خانه هاي خود هم بوديد کساني که کشته شدن بر آنان لازم و مقرّر شده بود، يقيناً به سوي خوابگاه هاي خود [در معرکه جهاد و جنگ] بيرون مي آمدند. و [تحقّق دادن اين برنامه ها] به سبب اين است که خدا آنچه را [از نيّت ها] در سينه هاي شماست [در مقام عمل] بيازمايد، و آنچه را [از عيوب و آلودگي ها] در دل هاي شماست، خالص و پاک گرداند؛ و خدا به آنچه در سينه هاست، داناست. ( 154 )

قطعاً کساني از شما روزي که [در نبرد احد] که دو گروه [مؤمن و مشرک] با هم روياروي شدند، به دشمن پشت کردند، جز اين نيست که شيطان آنان را به سبب برخي از گناهاني که مرتکب شده بودند لغزانيد، و يقيناً خدا از آنان در گذشت؛ زيرا خدا بسيار آمرزنده و بردبار است. ( 155 )

اي اهل ايمان! مانند کساني نباشيد که کفر ورزيدند و درباره برادرانشان هنگامي که آنان به سفر رفتند [و در سفر مُردند] و يا جهادگر بودند [و شهيد شدند]، گفتند: اگر نزد ما مانده بودند نمي مردند و شهيد نمي شدند. [شما به کافران اعتنا نکنيد] تا خدا اين [اعتقاد و گفتار] را حسرتي در دل هايشان قرار دهد. و خداست که زنده مي کند و مي ميراند؛ و خدا به آنچه انجام مي دهيد، بيناست. ( 156)

و اگر در راه خدا شهيد شويد يا بميريد، يقيناً آمرزش و رحمتي از سوي خدا، بهتر است از آنچه [آنان از مال و منال دنيا] جمع مي کنند. ( 157 )

و اگر بميريد يا شهيد شويد، به سوي خدا محشور خواهيد شد. ( 158 ) [

اي پيامبر!] پس به مهر و رحمتي از سوي خدا با آنان نرم خوي شدي، و اگر درشت خوي و سخت دل بودي از پيرامونت پراکنده مي شدند؛ بنابراين از آنان گذشت کن، و براي آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصميم گرفتي بر خدا توکل کن؛ زيرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد. ( 159 )

اگر خدا شما را ياري کند، هيچ کس بر شما چيره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسي بعد از او شما را ياري خواهد داد؟ و مؤمنان بايد فقط بر خدا توکل کنند. ( 160 )

هيچ پيامبري را نَسِزد که [در اموال، غنايم، ساير امور به امت خود] خيانت ورزد و هر که خيانت کند، روز قيامت با آنچه در آن خيانت کرده بيايد؛ سپس به هر کس آنچه را مرتکب شده به طور کامل مي دهند، و آنان مورد ستم قرار نمي گيرند. ( 161 )

پس آيا کسي که [با طاعت و عبادت] از خشنودي خدا پيروي کرده، همانند کسي است که [بر اثر گناه] به خشمي از سوي خدا سزاوار شده؟ و جايگاه او دوزخ است و آن بد بازگشت گاهي است. ( 162 )

همه آنان را [چه مؤمن، چه کافر] نزد خدا درجات و منزلت هايي [متفاوت] است، و خدا به آنچه انجام مي دهند، بيناست. ( 163 )

يقيناً خدا بر مؤمنان منّت نهاد که در ميان آنان پيامبري از خودشان برانگيخت که آيات او را بر آنان مي خواند و [از آلودگي هاي فکري و روحي] پاکشان مي کند، و کتاب و حکمت به آنان مي آموزد، و به راستي که آنان پيش از آن در گمراهي آشکاري بودند. ( 164 )

آيا زماني که [در جنگ احد] آسيبي به شما رسيد که بي ترديد دو برابرش را [در جنگ بدر به دشمن] رسانديد، [از روي بي صبري، جزع، ناراحتي و اضطراب] مي گوييد: اين آسيب چگونه و از کجاست؟ بگو: از ناحيه خود شماست [که بر اثر سستي در جنگ، نافرماني از پيامبر، نزاع و اختلاف، به شما رسيد]. يقيناً خدا بر هر کاري تواناست. ( 165 )

و آنچه [در جنگ احد] روزي که دو گروه [مؤمن و مشرک] با هم روياروي شدند به شما رسيد به اذن خدا بود، [تا شما را امتحان کند] و مؤمنان را معلوم و مشخص نمايد. ( 166)

و نيز کساني را که نفاق و دورويي ورزيدند، معلوم و مشخص کند. و به آنان گفته شد: بياييد در راه خدا بجنگيد يا [از مدينه و کيان جامعه] دفاع کنيد. گفتند: اگر جنگيدن مي دانستيم، قطعاً از شما پيروي مي کرديم. آنان در آن روز به کفر نزديک تر بودند تا ايمان. به زبانشان چيزي را مي گويند که در دل هايشان نيست؛ و خدا به آنچه پنهان مي کنند، داناتر است. ( 167 )

همان کساني که [از جنگ کناره گرفتند]، و در خانه هاي خود نشستند، و درباره برادرانشان گفتند: اگر از ما فرمان مي بردند کشته نمي شدند. بگو: [چنانچه اختيار مرگ در دست شماست] پس مرگ را از خود دفع کنيد، اگر راستگوييد. ( 168 )

و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند. ( 169 )

در حالي که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند، و براي کساني که از پي ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته اند [و سرانجام به شرف شهادت نايل مي شوند] شادي مي کنند، که نه بيمي بر آنان است ونه اندوهگين مي شوند(170)

[شهيدان] به نعمت و فضلي از سوي خدا و اينکه خدا پاداش مؤمنان را تباه نمي کند، شادمان و مسرورند. ( 171 )

براي نيکوکاران و تقواپيشگان از کساني که خدا و رسول را پس از آنکه زخم و جراحت به آنان رسيده بود [براي جنگي ديگر بعد از جنگ احد] اجابت کردند، پاداشي بزرگ است. ( 172 )

همان کساني که مردمِ [منافق و عوامل نفوذي دشمن] به آنان گفتند: لشکري انبوه از مردم [مکه] براي جنگ با شما گرد آمده اند، از آنان بترسيد. ولي [اين تهديد] بر ايمانشان افزود، و گفتند: خدا ما را بس است، و او نيکو وکيل و [نيکو کارگزاري] است. ( 173 ) )

پس با نعمت و بخششي از سوي خدا [از ميدان جنگ] بازگشتند، در حالي که هيچ گزند و آسيبي به آنان نرسيده بود، و از خشنودي خدا پيروي کردند؛ و خدا داراي فضلي بزرگ است. ( 174 )

در حقيقت اين شيطان است که دوستانش را [با شايعه پراکني و گفتار وحشت زا، از رفتن به جهاد] مي ترساند؛ پس اگر مؤمن هستيد از آنان نترسيد و از من بترسيد. ( 175 )

و مبادا آنان که در کفر مي شتابند، تو را اندوهگين کنند، آنان هرگز به خدا هيچ زياني نمي رسانند، خدا مي خواهد [به سزاي کفرشان] هيچ بهره اي در آخرت براي آنان قرار ندهد، و براي آنان عذابي بزرگ است. ( 176)

مسلماً کساني که کفر را به بهاي از دست دادن ايمان خريدند، هرگز به خدا هيچ زياني نمي رسانند، و براي آنان عذابي دردناک است. ( 177 )

و کساني که کافر شدند، گمان نکنند مهلتي که به آنان مي دهيم به سودشان خواهد بود، جز اين نيست که مهلتشان مي دهيم تا بر گناه خود بيفزايند، و براي آنان عذابي خوار کننده است. ( 178 )

خدا بر آن نيست که مؤمنان را بر اين [وضعي] که شما بر آن قرار داريد [که منافق از مؤمن، و خوب از بد مشخص و معلوم نيست] واگذارد، [بر آن است] تا پليد را از پاک [به سبب آزمايش هاي مختلف] جدا سازد. و خدا بر آن نيست که شما را بر غيب آگاه کند. ولي خدا از ميان فرستادگانش هر کس را بخواهد [براي آگاه کردن به غيب] برمي گزيند، پس به خدا و فرستادگانش ايمان آوريد. و اگر ايمان آوريد و تقوا پيشه کنيد، براي شما پاداشي بزرگ خواهد بود. ( 179 )

و کساني که خدا به آنچه از فضلش به آنان داده بخل مي ورزند، گمان نکنند که آن بخل به سود آنان است، بلکه آن بخل به زيانشان خواهد بود. به زودي آنچه به آن بخل ورزيدند در روز قيامت طوق گردنشان مي شود. و ميراث آسمان ها و زمين فقط در سيطره مالکيّت خداست، و خدا به آنچه انجام مي دهيد، آگاه است. ( 180 )

محققاً خدا سخن کساني را که گفتند: «خدا نيازمند است و ما بي نيازيم»، شنيد. بي ترديد آنچه را گفتند، و [نيز] کشتن پيامبران را از روي ستم [در پرونده اعمالشان] مي نويسيم، و [روز قيامت] مي گوييم: عذاب سوزان را بچشيد. ( 181 )

اين [عذاب] به خاطر فسق و فجور و گناهاني است که خود پيش فرستاديد، و گرنه خدا به بندگان ستمکار نيست. ( 182 )

کساني که گفتند: خدا به ما سفارش کرده است که به هيچ پيامبري ايمان نياوريم تا براي ما [به نشانه صدق نبوتش] يک قرباني بياورد که آن را آتش [غيبي] بسوزاند، بگو: پيش از من پيامبراني دلايل روشن و آنچه گفتيد براي شما آوردند؛ اگر راستگوييد، پس چرا آنان را کشتيد؟ ( 183 )

اگر [اين يهوديان بهانه جو] تو را تکذيب کردند، [غمگين مباش] مسلماً رسولاني هم که پيش از تو دلايل روشن، و نوشته ها [ي مشتمل بر پند و موعظه] و کتاب روشنگر آورده بودند، تکذيب شدند؟ ( 184 )

هر کسي مرگ را مي چشد؛ و بدون ترديد روز قيامت پاداش هايتان به طور کامل به شما داده مي شود. پس هر که را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند مسلماً کامياب شده است؛ و زندگي اين دنيا جز کالاي فريبنده نيست. ( 185 )

يقيناً در اموال و جان هايتان امتحان خواهيد شد، و مسلماً از کساني که پيش از شما کتاب آسماني به آنان داده شده و [نيز] از کساني که شرک آوردند، سخنان رنج آور بسياري خواهيد شنيد، و اگر [در برابر آزار اينان] شکيبايي ورزيد و [از تجاوز از حدود الهي] بپرهيزيد [سزاوارتر است.] اين اموري است که ملازمت بر آن از واجبات است. ( 186)

 و [ياد کنيد] هنگامي که خدا از کساني که به آنان کتاب آسماني داده شد، پيمان گرفت که حتماً بايد [احکام و حقايق] آن را براي مردم بيان کنيد و پنهانش ننماييد. پس آن [عهد و کتاب] را ترک کردند و به آن اعتنايي ننمودند، و در برابر ترک آن اندک بهايي به دست آوردند؛ و بد چيزي است آنچه به دست مي آورند. ( 187 )

البته مپندار کساني که به آنچه [از پنهان داشتن حقايق و باز داشتن مردم از اسلام] انجام دادند، شادماني مي کنند، و دوست دارند به آنچه انجام نداده اند ستايش شوند [از عذاب خدا در امانند،] پس گمان مبر که براي آنان نجاتي از عذاب است، [بلکه] براي آنان عذابي دردناک خواهد بود. ( 188 )

و مالکيّت و فرمانروايي آسمان ها و زمين فقط در سيطره خداست، و خدا بر هر کاري تواناست. ( 189 )

يقيناً در آفرينش آسمان ها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه هايي [بر توحيد، ربوبيّت و قدرت خدا] براي خردمندان است. ( 190 )

آنان که همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مي کنند، و پيوسته در آفرينش آسمان ها و زمين مي انديشند، [و از عمق قلب همراه با زبان مي گويند:] پروردگارا! اين [جهان با عظمت] را بيهوده نيافريدي، تو از هر عيب و نقصي منزّه و پاکي؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار. ( 191 )

پروردگارا! بي ترديد هر که را تو در آتش در آوري، قطعاً خوار و رسوايش کرده اي، و براي ستمکاران هيج ياري وجود ندارد. ( 192 )

پروردگارا! بي ترديد ما [صداي] ندا دهنده اي را شنيديم [که مردم را] به ايمان فرا مي خواند که به پروردگارتان ايمان آوريد. پس ما ايمان آورديم. پروردگارا! گناهان ما را بيامرز، و بدي هايمان را از ما محو کن، و ما را در زمره نيکوکاران بميران.( 193 )

پروردگارا! آنچه را که به وسيله فرستادگانت به ما وعده داده اي به ما عطا فرما و روز قيامت، ما را رسوا و خوار مکن؛ زيرا تو خلف وعده نمي کني؟ ( 194 )

پس پروردگارشان دعاي آنان را اجابت کرد [که] يقيناً من عمل هيچ عمل کننده اي از شما را از مرد يا زن که همه از يکديگرند تباه نمي کنم؛ پس کساني که [براي خدا] هجرت کردند، و از خانه هايشان رانده شدند، و در راه من آزار ديدند، و جنگيدند و کشته شدند، قطعاً بدي هايشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشت هايي که از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جاري است، وارد مي کنم [که] پاداشي است از سوي خدا و خداست که پاداش نيکو نزد اوست. ( 195 )

رفت و آمد کافران در شهرها [با وسايل و ابزار فراوان و شوکت ظاهري] تو را به طمع نيندازد. ( 196) [

[اين] برخورداري اندک [و ناچيزي از زندگي زود گذر دنيا] است؛ سپس جايگاهشان دوزخ است، و آن بد آرامگاهي است. ( 197 )

کساني که از پروردگارشان پروا کردند [و فريفته زرق و برق زندگي مادي نشدند] براي آنان بهشت هايي است که از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جاري است، در آنجا جاودانه اند. [اين به عنوان آغاز] پذيرايي از سوي خداست، و آنچه [غير از بهشت و نعمت هايش] نزد خداست، براي نيکوکاران بهتر است. ( 198 )

بي ترديد از اهل کتاب کساني هستند که به خدا و آنچه به سوي شما نازل شده و آنچه به سوي خودشان فرود آمده ايمان مي آورند، در حالي که در برابر خدا فروتن و خاکسار بوده، آيات خدا را به بهاي اندک نمي فروشند. براي آنان نزد پروردگارشان پاداشي شايسته و مناسب است؛ يقيناً خدا حسابرسي سريع است. ( 199 )

اي اهل ايمان! [در برابر حوادث] شکيبايي کنيد، و ديگران را هم به شکيبايي واداريد، و با يکديگر [چه در حال آسايش چه در بلا و گرفتاري] پيوند و ارتباط برقرار کنيد و از خدا پروا نماييد تا رستگار شويد. ( 200 )


این وب سای بخشی از پورتال اینترنتی انهار میباشد. جهت استفاده از سایر امکانات این پورتال میتوانید از لینک های زیر استفاده نمائید:
انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما جمادی الثانی رجب شعبان رمضان شوال ذی القعده ذی الحجة محرم صفر ربیع الثانی ربیع الاول جمادی الاول نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس