سیمای سوره حمد

سوره ی حمد که نام دیگرش«فاتحه الکتاب»است،هفت آیه دارد [1]وتنها سوره ای است که بر هر مسلمانی واجب است روزانه ده بار آن را در نمازهای شبانه روزی بخواند و در صورت ترک عمدی نماز او باطل است.«لاصلاه الاّ بفاتحه الکتاب[2]

بنا به روایت جابربن عبداللّه انصاری از رسول اکرم صلی الله علیه و آله:این سوره بهترین سوره های قرآن است.و به نقل ابن عباس؛سوره ی حمد اساس قرآن است.در حدیث نیز آمده است:اگر هفتاد مرتبه این سوره را بر مرده خواندید و زنده شد،تعجّب نکنید[3]

از نامگذاری این سوره به«فاتحه الکتاب»توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، [4]معلوم می شود که تمام آیات قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع آوری شده و به صورت کتاب در آمده است و به امر ایشان این سوره در آغاز و شروع کتاب (قرآن)قرار گرفته است.

همچنین در حدیث ثقلین می خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«انّی تارک فیکم الثقلَین

کتاب اللّه و عترتی»[5]من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم،کتاب خدا و خاندانم.از این حدیث نیز معلوم می شود که آیات الهی در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله به صورت«کتاب اللّه» جمع آوری شده و به همین نام در میان مسلمانان معروف و مشهور بوده است.

آیات سوره ی مبارکه فاتحه،اشاراتی در باره ی خداوند و صفات او،مسأله معاد،شناخت و درخواست رهروی در راه حقّ و قبول حاکمیت و ربوبیّت خداوند دارد.همچنین به ادامه ی راه اولیای خدا،ابراز علاقه واز گمراهان و غضب شدگان اعلام بیزاری و انزجار شده است.

سوره ی حمد-همانند خود قرآن-مایه ی شفاست،هم شفای دردهای جسمانی و هم شفای بیماری های روحی[6]

درسهای تربیتی سوره ی حمد

قبل از تفسسیر سوره حمد سیمایی از درسهای این سوره را ترسیم نموده و در صفحات بعد به شرح آن می پردازیم؛

1-انسان در تلاوت سوره ی حمد با «بِسْمِ اللّهِ» از غیر خدا قطع امید می کند.

2-با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس می کند که مربوب و مملوک است و خودخواهی و غرور را کنار می گذارد.

3-با کلمه«عالمین»میان خود و تمام هستی ارتباط برقرار می کند.

4-با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او می داند.

5-با «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده می شود.

6-با گفتن «إِیّاکَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبی را زایل می کند.

7-با «إِیّاکَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرت ها نمی هراسد.

8-از «أَنْعَمْتَ» می فهمد که نعمت ها به دست اوست.

9-با «اهْدِنَا» رهسپاری در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست می کند.

10-در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگی خود را با پیروان حقّ اعلام می کند.

11-با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «لاَ الضّالِّینَ» بیزاری و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز می دارد.

«1» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده ی مهربان.

نکته ها:

* در میان اقوام و ملل مختلف،رسم است که کارهای مهم و با ارزش را به نام بزرگی از بزرگان خویش که مورد احترام و علاقه ی آنهاست،شروع می کنند تا آن کار میمون و مبارک گردد و به انجام رسد.البتّه آنان بر اساس اعتقادات صحیح یا فاسد خویش عمل می کنند.

گاهی به نام بت ها وطاغوت ها وگاهی با نام خدا و به دست اولیای خدا،کار را شروع می کنند.

چنانکه در جنگ خندق،اوّلین کلنگ را رسول خدا صلی الله علیه و آله بر زمین زد.[7]

«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» سر آغاز کتاب الهی است. «بِسْمِ اللّهِ» نه تنها در ابتدای قرآن،بلکه در آغاز تمام کتاب های آسمانی بوده است.در سر لوحه ی کار و عمل همه ی انبیا «بِسْمِ اللّهِ» قرار داشت.وقتی کشتی حضرت نوح در میان امواج طوفان به راه افتاد،نوح علیه السلام به یاران خود گفت:سوار شوید که «بِسْمِ اللّهِ مَجْراها وَ مُرْساها» [8]یعنی حرکت و توقّف این کشتی با نام خداست.حضرت سلیمان علیه السلام نیز وقتی ملکه سبا را به ایمان فراخواند،دعوتنامه خود را با جمله ی «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» [9]

* حضرت علی علیه السلام فرمود:« بِسْمِ اللّهِ» ،مایه برکت کارها و ترک آن موجب نافرجامی است.

همچنین آن حضرت به شخصی که جمله ی «بسم اللّه» را می نوشت،فرمود:«جودها»آنرا نیکو بنویس[10]

* بر زبان آوردن «بِسْمِ اللّهِ» در شروع هر کاری سفارش شده است؛در خوردن و خوابیدن

ونوشتن،سوارشدن بر مرکب ومسافرت وبسیاری کارهای دیگر.حتّی اگر حیوانی بدون نام خدا ذبح شود،مصرف گوشت آن حرام است و این رمز آن است که خوراک انسان های هدف دار و موحّد نیز باید جهت الهی داشته باشد.

در حدیث می خوانیم:« بِسْمِ اللّهِ» را فراموش نکن،حتّی در نوشتن یک بیت شعر.و روایاتی در پاداش کسی که اوّلین بار «بسم اللّه» را به کودک یاد بدهد،وارد شده است. [11]

سؤال:چرا در شروع هر کاری «بِسْمِ اللّهِ» سفارش شده است؟

پاسخ: «بِسْمِ اللّهِ» آرم ونشانه ی مسلمانی است وباید همه کارهای او رنگ الهی داشته باشد.

همان گونه که محصولات و کالاهای ساخت یک کارخانه،آرم و علامت آن کارخانه را دارد؛ خواه به صورت جزیی باشد یا کلّی.مثلاً یک کارخانه چینی سازی،علامت خود را روی تمام ظروف می زند،خواه ظرف های بزرگ باشد یا ظرف های کوچک.یا اینکه پرچم هر کشوری هم بر فراز ادارات و مدارس و پادگان های آن کشور است و هم بر فراز کشتی های آن کشور در دریاها،و هم بر روی میز اداری کارمندان.

سؤال:آیا «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آیه ای مستقل است؟

پاسخ:به اعتقاد اهل بیت رسول اللّه علیهم السلام که صد سال سابقه بر سایر رهبران فقهی مذاهب دارند و در راه خدا به شهادت رسیده و در قرآن نیز عصمت و پاکی آنها به صراحت بیان شده است،آیه «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» آیه ای مستقل و جزء قرآن است.فخر رازی در تفسیر خویش شانزده دلیل آورده که «بسم اللّه» جزء سوره است.آلوسی نیز همین اعتقاد را دارد.در مسند احمد نیز «بسم اللّه» جزء سوره شمرده شده است.[12] برخی از افراد که بسم اللّه را جزء سوره ندانسته و یا در نماز آن را ترک کرده اند،مورد اعتراض واقع شده اند.در مستدرک حاکم آمده است:روزی معاویه در نماز «بسم اللّه» نگفت،مردم به او اعتراض کردند که«أ سرقت أم نیست»،آیه را دزدیدی یا فراموش کردی؟![13]

امامان معصوم علیهم السلام اصرار داشتند که در نماز،بسم اللّه را بلند بگویند.امام باقر علیه السلام در موردکسانی که«بسم اللّه»را در نماز نمی خواندند و یا جزء سوره نمی شمردند،می فرمود:«سرقوا اکرم آیه»[14]بهترین آیه قرآن را به سرقت بردند.در سنن بیهقی در ضمن حدیثی آمده است:چرا بعضی«بسم اللّه»را جزء سوره قرار نداده اند! [15]

شهید مطهّری قدس سره در تفسیر سوره حمد،ابن عباس،عاصم،کسایی،ابن عمر،ابن زبیر،عطاء، ابن طاووس،فخررازی وسیوطی را از جمله کسانی معرّفی می کند که بسم اللّه را جزء سوره می دانستند.

در تفسیر قرطبی از امام صادق علیه السلام نقل شده است:«بسم اللّه»تاج سوره هاست.تنها در آغاز سوره برائت(سوره توبه) «بسم اللّه» نیامده و این به فرموده حضرت علی علیه السلام به خاطر آن است که «بسم الله» کلمه امان و رحمت است،واعلام برائت از کفّار و مشرکان،با اظهار محبّت ورحمت سازگار نیست[16]

سیمای «بِسْمِ اللّهِ»

1. «بِسْمِ اللّهِ» نشانگر رنگ وصبغه ی الهی وبیانگر جهت گیری توحیدی ماست.[17]

2. «بِسْمِ اللّهِ» رمز توحید است وذکر نام دیگران به جای آن رمز کفر،و قرین کردن نام خدا بانام دیگران،نشانه ی شرک.نه در کنار نام خدا،نام دیگری را ببریم ونه به جای نام او.[18]

3. «بِسْمِ اللّهِ» رمز بقا ودوام است.زیرا هرچه رنگ خدایی نداشته باشد،فانی است[19]

4. «بِسْمِ اللّهِ» رمز عشق به خدا وتوکّل به اوست.به کسی که رحمان و رحیم است عشق می ورزیم و کارمان را با توکّل به او آغاز می کنیم،که بردن نام او سبب جلب رحمت است.

5.«بسم اللّه»رمز خروج از تکبّر و اظهار عجز به درگاه الهی است.

6.«بسم اللّه»گام اوّل در مسیر بندگی و عبودیّت است.

7.«بسم اللّه»مایه فرار شیطان است.کسی که خدا را همراه داشت،شیطان در او مؤثّر نمی افتد.

8.«بسم اللّه»عامل قداست یافتن کارها و بیمه کردن آنهاست.

9.«بسم اللّه»ذکر خداست،یعنی خدایا! من تو را فراموش نکرده ام.

10.«بسم اللّه»بیانگر انگیزه ماست،یعنی خدایا هدفم تو هستی نه مردم،نه طاغوت ها ونه جلوه ها و نه هوس ها.

11.امام رضا علیه السلام فرمود:«بسم اللّه»به اسم اعظم الهی،از سیاهی چشم به سفیدی آن نزدیک تر است.[20]

پیام ها:

1- «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» در آغاز سوره،رمز آن است که مطالب سوره،از مبدأ حقّ و مظهر رحمت نازل شده است.

2- «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» در آغاز کتاب آسمانی،یعنی هدایت تنها با استعانت از او محقّق می شود[21]

3- «بِسْمِ اللّهِ» کلامی که سخن خداوند با مردم و سخن مردم با خدا،با آن شروع می شود.

4-رحمت الهی همچون ذات او ابدی و همیشگی است. «اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

5-بیان رحمت الهی در قالب های گوناگون،نشانه ی اصرار بر رحمت است.(هم قالب«رحمن»،هم قالب«رحیم») «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

6-شاید آوردن کلمه رحمان و رحیم در آغاز کتاب،نشانه این باشد که قرآن جلوه ای از رحمت الهی است،همان گونه که اصل آفرینش و بعثت جلوه

 

«2»الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ

سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

نکته ها:

* «ربّ»به کسی گفته می شود که هم مالک وصاحب چیزی است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد.

خداوند هم صاحب حقیقی عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن.پس همه هستی حرکت تکاملی دارد و در مسیری که خداوند معیّن کرده،هدایت می شود.

* علاوه بر سوره حمد،چهار سوره ی انعام،کهف،سبأ وفاطر نیز با جمله «الْحَمْدُ لِلّهِ» آغاز گردیده،ولی فقط در سوره حمد بعد از آن «رَبِّ الْعالَمِینَ» آمده است.

* مفهوم حمد،ترکیبی از مفهوم مدح و شکر است.انسان در برابر جمال و کمال و زیبایی، زبان به ستایش و در برابر نعمت و خدمت واحسان دیگران،زبان به تشکّر می گشاید.

خداوند متعال به خاطر کمال و جمالش،شایسته ی ستایش وبه خاطر احسان ها و نعمت هایش،لایق شکرگزاری است.

* «الحمد لله»،بهترین نوع تشکّر از خداوند است.هر کس در هرجا،با هر زبانی،هرگونه ستایشی از هر کمال و زیبایی دارد،در حقیقت سرچشمه ی آن را ستایش می کند.البتّه حمد خداوند منافاتی با سپاسگزاری از مخلوق ندارد،به شرط آنکه به امر خداوند و در خط و مسیر او باشد.

* خداوند،پروردگار همه ی آفریده هاست. «وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ» [22]آنچه در آسمان ها و زمین و میان آنهاست،پروردگارشان اوست. «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُمَا» [23]حضرت علی علیه السلام می فرماید:«من الجمادات والحیوانات»؛او پروردگار جاندار و بی جان است.«له الخلق والامر تبارک الله رب العالمین»هم آفرینش از اوست و هم اداره ی آن،و او مربی وپرورش دهنده ی همه است.[24]

* مراد از«عالمین»یا فقط انسان ها هستند،مانند آیه 70 سوره حجر که قوم لوط به حضرت لوط گفتند: «أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعالَمِینَ» آیا ما تو را از ملاقات با مردم نهی نکردیم؟ و یا مراد همه ی عوالم هستی است.«عالَم»به معنای مخلوقات و«عالَمین»به معنای تمام مخلوقات نیز استعمال شده است.از این آیه فهمیده می شود که تمام هستی یک پروردگار دارد و آنچه در جاهلیت و در میان بعضی از ملّت ها اعتقاد داشتند که برای هر نوع از پدیده ها خدایی است و آن را مدبّر و ربّ النّوع آن می پنداشتند،باطل است.

پیام ها:

1-همه ستایش ها برای اوست. «الْحَمْدُ لِلّهِ»[25]

2-خداوند در تربیت و رشد هستی اجباری ندارد.زیرا حمد برای کارهای غیر اجباری است. «الْحَمْدُ لِلّهِ»

3-همه هستی زیباست و تدبیر همه هستی نیکوست.زیرا حمد برای زیبایی و نیکویی است. «الْحَمْدُ لِلّهِ»

4-دلیل ستایش ما،پروردگاری اوست. «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»

5-رابطه ی خداوند با مخلوقات،رابطه ی دائمی و تنگاتنگ است. «رَبِّ الْعالَمِینَ» (نقاش و بنّا هنر خود را عرضه می کند و می رود،ولی مربّی باید هر لحظه نظارت داشته باشد.)

6-همه ی هستی،تحت تربیت خداوند یکتاست. «رَبِّ الْعالَمِینَ»

7-امکان رشد و تربیت،در همه ی موجودات وجود دارد. «رَبِّ الْعالَمِینَ»

8-خداوند هم انسان ها را با راهنمایی انبیا تربیت می کند،(تربیت تشریعی)و هم جمادات ونباتات وحیوانات را رشد وپرورش می دهد.(تربیت تکوینی)(رب العالمین)

9-مؤمنان در آغاز کتاب(قرآن)با نیایش به درگاه خداوند متعال، «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» می گویند و در پایان کار در بهشت نیز،همان شعار را می دهند که «آخر دعواهم أن الحمدللّه ربّ العالمین»[26]

«3»الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

(خدایی که)بخشنده و مهربان است.

نکته ها:

* خداوند رحمت را برخود واجب کرده است، «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ»[27]و رحمت او بر همه چیز سایه گسترده است.«و رحمتی وسعت کلّ شیء» [28](

همچنین پیامبر و کتاب او مایه رحمتند، «رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ» [29]آفرینش وپرورش او براساس رحمت است و اگر عقوبت نیز می دهد از روی لطف است.

بخشیدن گناهان و قبول توبه ی بندگان و عیب پوشی از آنان و دادن فرصت برای جبران اشتباهات،همه مظاهر رحمت و مهربانی اوست.

پیام ها:

1-تدبیر وتربیت الهی،همراه محبّت و رحمت است.(در کنار کلمه«ربّ»،کلمه «رحمن»آمده است.) «رَبِّ الْعالَمِینَ اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

2-همچنان که تعلیم نیازمند رحم و مهربانی است، «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»[30]تربیت و تزکیه نیز باید بر اساس رحم و مهربانی باشد. «رَبِّ الْعالَمِینَ اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»

3-رحمانیّت خداوند،دلیل بر ستایش اوست.«الحمدللّه...الرّحمن الرّحیم»

 

«4» مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ

(خدایی که)مالک روز جزاست.

نکته ها:

* مالکیّت خداوند،حقیقی است و شامل احاطه و سلطنت است،ولی مالکیّت های اعتباری، از سلطه ی مالک خارج می شود و تحت سلطه ی واقعی او نیست. «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

* با آنکه خداوند مالک حقیقی همه چیز در همه وقت است،ولی مالکیّت او در روز قیامت و معاد جلوه ی دیگری دارد؛

*در آن روز تمام واسطه ها واسباب نسبت به کفار قطع می شوند. «تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ»[31]

*نسبت ها و خویشاوندی ها نسبت به کفار از بین می رود. «فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ»[32]

*برای کفار مال و ثروت و فرزندان،سودی ندارند. «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ»[33]

*بستگان و نزدیکان نیز فایده ای نمی رسانند. «لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ» [34]

*نه زبان کفار،اجازه عذر تراشی دارد و نه فکر آنها،فرصت تدبیر.تنها راه چاره لطف خداوند است که صاحب اختیار آن روز است.

* لفظ«دین»در معانی گوناگون به کار رفته است:

الف:مجموعه ی قوانین آسمانی. «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الْإِسْلامُ»[35]

ب:عمل و اطاعت. «لِلّهِ الدِّینُ الْخالِصُ» [36]

ج:حساب و جزا. «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

* «یوم الدّین»در قرآن به معنای روز قیامت است که روز کیفر و پاداش می باشد. «یَسْئَلُونَ أَیّانَ یَوْمُ الدِّینِ»[37]می پرسند روز قیامت چه وقت است؟

قرآن در مقام معرّفی این روز،می فرماید: «ثُمَّ ما أَدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ. یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلّهِ»[38] (ای پیامبر!)نمی دانی روز دین چه روزی است؟روزی که هیچ کس برای کسی کارآیی ندارد وآن روز تنها حکم و فرمان با خداست.

* «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» نوعی انذار و هشدار است،ولی با قرار گرفتن در کنار آیه ی «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» معلوم می شود که بشارت و انذار باید در کنار هم باشند.نظیر آیه شریفه دیگر که می فرماید: «نَبِّئْ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ. وَ أَنَّ عَذابِی هُوَ الْعَذابُ الْأَلِیمُ» [39]به بندگانم خبر ده که من بسیار مهربان و آمرزنده ام،ولی عذاب و مجازات من نیز دردناک است.

همچنین در آیه دیگر خود را چنین معرّفی می کند: «قابِلِ التَّوْبِ شَدِیدِ الْعِقابِ» [40]خداوند پذیرنده ی توبه مردمان وعقوبت کننده ی شدید گناهکاران است.

*  اوّلین سوره ی قرآن،مالکیتَ خداوند عنوان شده است، «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» و در آخرین سوره،مَلِکیت او. «مَلِکِ النّاسِ»

پیام ها:

1-خداوند متعال،از جهات مختلف قابل عبادت است و ما باید حمد و سپاس او را به جا آوریم.به خاطر کمال ذات و صفات او که«الله»است،به خاطر احسان و تربیت او که «رَبِّ الْعالَمِینَ» است و به خاطر امید و انتظار رحم و لطف او که «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» است و به خاطر قدرت و هیبت او که «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» است.

2-قیامت،پرتوی از ربوبیّت اوست. «رَبِّ الْعالَمِینَ... مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

3-قیامت،جلوه ای از رحمت خداوند است. «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»

 

«5»إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ

(خدایا)تنها ترا می پرستیم و تنها از تو یاری می جوئیم.

نکته ها:

* انسان باید به حکم عقل،بندگی خداوند را بپذیرد.ما انسان ها عاشق کمال هستیم و نیازمند رشد و تربیت،و خداوند نیز جامع تمام کمالات و ربّ همه ی هستی است.اگر به مهر و محبّت نیازمندیم او رحمان و رحیم است و اگر از آینده دور نگرانیم،او صاحب اختیار و مالک آن روز است.پس چرا به سوی دیگران برویم؟! عقل حکم می کند که تنها باید او را پرستید و از او کمک خواست.نه بنده هوی و هوس خود بود و نه بنده زر و زور دیگران.

* در نماز،گویا شخص نمازگزار به نمایندگی از تمام خداپرستان می گوید:خدایا! نه فقط من که همه ی ما بنده توایم،ونه تنها من که همه ی ما محتاج و نیازمند لطف توایم.

* خدایا! من کسی جز تو را ندارم «إِیّاکَ» ولی تو غیر مرا فراوان داری و همه هستی عبد و بنده ی تو هستند. «إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاّ آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً»[41]در آسمان ها و زمین هیچ چیزی نیست مگر این که بنده و فرمان بردار خداوند رحمان هستند.

* جمله «نَعْبُدُ» هم اشاره به این دارد که نماز به جماعت خوانده شود و هم بیانگر این است که مسلمانان همگی برادر و در یک خط هستند.

* مراحل پرواز معنوی،عبارت است از:ثنا،ارتباط و سپس دعا.بنابراین اوّل سوره ی حمد ثناست،آیه ی «إِیّاکَ نَعْبُدُ» ارتباط و آیات بعد،دعا می باشد.

* گفتگو با محبوب واقعی شیرین است،شاید به خاطر همین کلمه «إِیّاکَ» تکرار شد.

پیام ها:

1-ابتدا باید بندگی خدا کرد،آنگاه از او حاجت خواست. «نَعْبُدُ، نَسْتَعِینُ»

2-بندگی،تنها در برابر خداوند رواست نه دیگران. «إِیّاکَ نَعْبُدُ»

3-گر چه عبادت از ماست،ولی در عبادت کردن نیز نیازمند کمک او هستیم.

«إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ» [42]

4- «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ» یعنی نه جبر است و نه تفویض.چون می گوییم:

«نَعْبُدُ» پس دارای اختیار هستیم و نه مجبور.وچون می گوییم: «نَسْتَعِینُ» پس نیاز به او داریم و امور به ما تفویض نشده است.

5-شناخت خداوند و صفات او،مقدمّه دست یابی به توحید و یکتاپرستی است.

«رَبِّ الْعالَمِینَ، اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ، إِیّاکَ نَعْبُدُ»

6-از آداب دعا و پرستش این است که انسان خودرا مطرح نکند و خود را در حضور خداوند احساس کند. «إِیّاکَ نَعْبُدُ...»

7-توجّه به معاد،یکی از انگیزه های عبادت است. «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ إِیّاکَ نَعْبُدُ»

 

«6»اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ

(خداوندا!)ما را به راه راست هدایت فرما.

نکته ها:

* در قرآن مجید دو نوع هدایت مطرح شده است:

الف:هدایت تکوینی،نظیر هدایت زنبور عسل که چگونه از شهد گلها بمکد و چگونه کندو بسازد.و یا هدایت و راهنمایی پرندگان در مهاجرت های زمستانی و تابستانی.آنجا که قرآن می فرماید: «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی» [43]بیانگر این نوع از هدایت است.

ب:هدایت تشریعی که همان فرستادن انبیای الهی و کتب آسمانی برای هدایت بشر است.

* کلمه ی«صراط» [44]بیش از چهل مرتبه در قرآن آمده است.انتخاب راه و خط فکری صحیح،نشانه ی شخصیت انسان است.

* راههای غیر الهی متعدّدی در برابر انسان قرار دارد که او باید یکی را انتخاب کند:

·       راه خواسته ها و توقعات های خود.

·       راه انتظارات وهوس های مردم.

·       راه وسوسه های شیطان.

·       راه طاغوت ها.

·       راه نیاکان و پیشینیان.

·       راه خدا و اولیای خدا.

انسان مؤمن،راه خداوند واولیای او را انتخاب می کند که بر دیگر راهها امتیازاتی دارد:

الف:راه الهی ثابت است،بر خلاف راه های طاغوت ها و هوس های مردم و هوس های شخصی که هر روز تغییر می کنند.

ب:یک راه بیشتر نیست،در حالی که راه های دیگر متعدّد و پراکنده اند.

ج:در پیمودن آن،انسان به مسیر و مقصد مطمئن است.

د:در پیمودن آن،شکست و باخت وجود ندارد.

·       راه مستقیم،راه خداست. «إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[45]

·       راه مستقیم،راه انبیاست. «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» [46]

·       راه مستقیم،راه بندگی خداست. «وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ» [47]

·       راه مستقیم،توکّل وتکیه بر خداست. «مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» [48]

·       راه مستقیم،یکتاپرستی و تنها یاری خواستن از اوست.[49]

·       راه مستقیم،کتاب خداوند است. [50]

·       راه مستقیم،راه فطرت سالم است.[51]

* انسان،هم در انتخاب راه مستقیم و هم در تداوم آن باید از خدا کمک بگیرد.مانند لامپی که روشنی خود را هر لحظه از نیروگاه می گیرد. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

* در راه مستقیم بودن،تنها خواسته ای است که هر مسلمان،در هر نماز از خداوند طلب می کند،حتّی رسول اللّه صلی الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام از خداوند ثابت ماندن در راه مستقیم را می خواهند.

* انسان باید همواره،در هر نوع از کارهای خویش،اعم از انتخاب شغل،دوست،رشته ی تحصیلی وهمسر،راه مستقیم را از خداوند بخواهد.زیرا چه بسا در عقاید،صحیح فکر کند، ولی در عمل دچار لغزش شود و یا بالعکس.پس هر لحظه،خواستن راه مستقیم از خدا، ضروری است.

* راه مستقیم مراتب و مراحلی دارد.حتّی کسانی که در راه حقّ هستند،مانند اولیای خداوند، لازم است برای ماندن در راه و زیادشدن نورِ هدایت،دعا کنند. «وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدیً»[52]

* راه مستقیم،همان راه میانه و وسط است که حضرت علی علیه السلام می فرماید:«الیمین و الشمال مضلّه و الطریق الوسطی هی الجادّه» [53]انحراف به چپ و راست گمراهی و راه وسط، جاده ی هدایت است.

* راه مستقیم یعنی میانه روی واعتدال واحتراز از هر نوع افراط وتفریط،چه در عقیده و چه در عمل.یکی در عقاید از راه خارج می شود ودیگری در عمل و اخلاق.یکی همه کارها را به خدا نسبت می دهد،گویا انسان هیچ نقشی در سرنوشت خویش ندارد.و دیگری خود را همه کاره و فعّال مایشاء دانسته و دست خدا را بسته می داند.یکی رهبران آسمانی راهمچون مردمان عادی و گاهی ساحر و مجنون معرّفی می کند و دیگری آن بزرگواران را در حدّ خدا می پندارد.یکی زیارت امامان معصوم و شهدا را بدعت می داند و دیگری حتّی به درخت و دیوار،متوسل شده و ریسمان می بندد.یکی اقتصاد را زیر بنا می داند و دیگری، دنیا و امورات آن را نادیده می انگارد.

در عمل نیز یکی غیرت نابجا دارد و دیگری همسرش را بی حجاب به کوچه و بازار می فرستد.یکی بخل می ورزد و دیگری بی حساب سخاوت به خرج می دهد.یکی از خلق جدا می شود و دیگری حقّ را فدای خلق می کند.

اینگونه رفتار وکردارها،انحراف از مسیر مستقیم هدایت است.خداوند دین پا برجا واستوار خود را،راه مستقیم معرّفی می کند. [54]در روایات آمده است که امامان معصوم علیهم السلام می فرمودند:راه مستقیم،ما هستیم.[55] یعنی نمونه ی عینی و عملی راه مستقیم و اسوه و الگو برای قدم برداشتن در راه،رهبران آسمانی هستند.آنها در دستورات خود درباره ی تمام مسائل زندگی از قبیل  کار، تفریح، تحصیل، تغذیه، انفاق،انتقاد،قهر،صلح و علاقه به فرزند و...،نظر داده و ما را به اعتدال و میانه روی سفارش کرده اند. [56]جالب آنکه ابلیس در همین صراطِ مستقیم به کمین می نشیند.[57]

* در قرآن و روایات،نمونه های زیادی آمده که در آنها به جنبه ی اعتدال،تأکید و از افراط و تفریط نهی شده است.به موارد ذیل توجّه کنید:

·       «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» [58]بخورید و بیاشامید،ولی اسراف نکنید.

·       «لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلی عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ» [59]در انفاق،نه دست بر گردن قفل کن-دست بسته باش-و نه چنان گشاده دستی کن که خود محتاج شوی.

·       «الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً»[60]مومنان،به هنگام انفاق نه اهل اسرافند و نه اهل بخل،بلکه میانه رو هستند.

·       «لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلاً» [61]نماز را نه بلند بخوان ونه آهسته، بلکه با صدای معتدل بخوان.

·       نسبت به والدین احسان کن؛ «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»[62]امّا اگر تو را از راه خدا بازداشتند، اطاعت از آنها لازم نیست. «إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بِی... فَلا تُطِعْهُما»[63]

·       پیامبر هم رسالت عمومی دارد؛ «وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا» [64]و هم خانواده خویش را دعوت می کند. «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاهِ»[65]

·       اسلام هم نماز را سفارش می کند که ارتباط با خالق است؛ «أَقِیمُوا الصَّلاهَ» و هم زکات را توصیه می کند که ارتباط با مردم است. «آتُوا الزَّکاهَ» [66]

·       نه محبت ها شما را از گواهی حقّ منحرف سازد؛ «شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ» [67]و نه دشمنی ها شما را از عدالت دور کند. «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ»[68]

·       مؤمنان هم دافعه دارند؛ «أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ» و هم جاذبه دارند. «رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» [69]

·       *هم ایمان و باور قلبی لازم است؛ «آمَنُوا» و هم عمل صالح. «عَمِلُوا الصّالِحاتِ» [70]

·       هم اشک و دعا و درخواست پیروزی از خدا لازم است؛ «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً» [71]و هم صبوری وپایداری در سختی ها. «عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ»[72]شب عاشورا امام حسین علیه السلام هم مناجات می کرد و هم شمشیر تیز می کرد.

·       روز عرفه و شب عید قربان،زائر خانه ی خدا دعا می خواند و روز عید باید در قربانگاه با خون آشنا شود.

·       اسلام مالکیّت را می پذیرد،«الناس مسلطون علی اموالهم» [73]ولی اجازه ضرر زدن به دیگری را نمی دهد و آن را محدود می سازد.«لا ضَرر و لا ضِرار»[74]

·       آری،اسلام دین یک بعدی نیست که تنها به جنبه ای توجّه کند و جوانب دیگر را فراموش کند،بلکه در هر کاری اعتدال ومیانه روی وراه مستقیم را سفارش می کند.

پیام ها:

1-همه ی هستی،در مسیری که خداوند اراده کرده در حرکتند.خدایا! ما را نیز در راهی که خود دوست داری قرار بده. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

2-درخواست هدایت به راه مستقیم،مهم ترین خواسته ی یکتاپرستان است.«إِیّاکَ نَعْبُدُ...اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

3-برای دست یابی به راه مستقیم،باید دعا نمود. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

4-ابتدا ستایش،آنگاه استمداد و دعا. «الْحَمْدُ لِلّهِ... اِهْدِنَا»

5-بهترین نمونه استعانت از خدا،درخواست راه مستقیم است. «إِیّاکَ نَسْتَعِینُ اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»

 

«7»صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالِّینَ

(خداوندا! ما را به)راه کسانی که آنها را مشمول نعمت خود ساختی، (هدایت کن)نه غضب شدگان و نه گمراهان!

نکته ها:

* این آیه راه مستقیم را،راه کسانی معرّفی می کند که مورد نعمت الهی واقع شده اند وعبارتند از:انبیا،صدّیقین،شهدا وصالحین.[75] توجّه به راه این بزرگواران و آرزوی پیمودن آن وتلقین این آرزو به خود،ما را از خطر کجروی وقرار گرفتن در خطوط انحرافی باز می دارد.

بعد از این درخواست،از خداوند تقاضا دارد که او را در مسیر غضب شدگان وگمراهان قرار ندهد.زیرا بنی اسرائیل نیز به گفته قرآن،مورد نعمت قرار گرفتند،ولی در اثر ناسپاسی ولجاجت گرفتار غضب شدند.

* قرآن،مردم را به سه دسته تقسیم می نماید:کسانی که مورد نعمت هدایت قرار گرفته

وثابت قدم ماندند،غضب شدگان و گمراهان.

* مراد از نعمت در «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» ،نعمتِ هدایت است.زیرا در آیه ی قبل سخن از هدایت بود.علاوه بر آنکه نعمت های مادی را کفّار ومنحرفین ودیگران نیز دارند.

* هدایت شدگان نیز مورد خطرند و باید دائماً از خدا بخواهیم که مسیر ما،به غضب و گمراهی کشیده نشود.

مغضوبین در قرآن

در قرآن،افرادی همانند فرعون و قارون و ابولهب و امّت هایی همچون قوم عاد،ثمود و بنی اسرائیل،به عنوان غضب شدگان معرّفی شده اند.[76]

بنی اسرائیل که داستان زندگی و تمدّن آنها در قرآن بیان شده است،زمانی بر مردم روزگار خویش برتری داشتند؛ «فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعالَمِینَ»[77]لکن بعد از این فضیلت و برتری،به خاطر رفتار خودشان،دچار قهر و غضب خداوند شدند. «وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ» [78]این تغییر سرنوشت،به علّت تغییر در رفتار و کردار آنان بوده است؛دانشمندان یهود،دستورات وقوانین آسمانی تورات را تحریف کردند، «یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ» [79]وتجّار وثروتمندان آنان نیز به ربا وحرام خواری و رفاه طلبی روی آوردند، «أَخْذِهِمُ الرِّبَوا» [80]وعامّه مردم نیز در برابر دعوت به جهاد و مبارزه،از روی تن پروری و ترس،از رفتن به جبهه نبرد و ورود به سرزمینِ مقدّس،سر باز زدند. «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنّا هاهُنا قاعِدُونَ»[81]به خاطر این انحرافات،خدا آنان را از اوج عزّت و فضیلت،به نهایت ذلّت و سرافکندگی مبتلا ساخت.

ما در هر نماز،از خداوند می خواهیم که مانند غضب شدگان نباشیم.یعنی نه اهل تحریف آیات و نه اهل ربا و نه اهل فرار از جهاد در راه حقّ،و همچنین از گمراهان نباشیم،آنان که حقّ را رها کرده و به سراغ باطل می روند و در دین و باور خود غلوّ و افراط کرده و یا از هوی و هوس خود و یا دیگران پیروی می کنند[82]

انسان در این سوره،عشق و علاقه و تولاّی خود را به انبیا و شهدا و صالحان و راه آنان، اظهار و ابراز داشته و از مغضوبان و گمراهان تاریخ نیز برائت و دوری می جوید و این مصداق تولّی و تبرّی است.

ضالّین در قرآن

* «ضلالت»که حدود دویست مرتبه این واژه با مشتقاتش در قرآن آمده است.گاهی در مورد تحیّر بکار می رود، «وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ»[83]وگاهی به معنای ضایع شدن است، «أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ» [84]ولی اکثراً به معنای گمراهی وهمراه با تعبیرات گوناگونی نظیر: «ضَلالٍ مُبِینٍ» ، «ضَلالٍ بَعِیدٍ» ، «ضَلالٍ کَبِیرٍ» به چشم می خورد.

* در قرآن افرادی به عنوان گمراه معرّفی شده اند،از جمله:کسانی که ایمان خود را به کفر تبدیل کردند، [85]مشرکان، [86]کفار، [87]عصیان گران، [88]مسلمانانی که کفّار را سرپرست ودوست خود گرفتند،[89]کسانی که مردم را از راه خدا باز می دارند،کسانی که به خدا یا رسول خدا توهین می کنند،آنان که حقّ را کتمان می کنند و کسانی که از رحمت خدا مأیوسند.

* در قرآن نام برخی به عنوان گمراه کننده آمده است،از قبیل:ابلیس،فرعون،سامری، دوست بد،رؤسا ونیاکان منحرف.

* گمراهان خود بستر وزمینه ی انحراف را فراهم و گمراه کنندگان از این بسترها و شرایط آماده،استفاده می کنند.بسترهای انحراف در قرآن عبارتند از:1.هوسها،[90]

2 .بت ها، [91]

3.گناهان [92]،

4.پذیرش ولایت باطل،[93]

5 .جهل و نادانی.[94]

پیام ها:

1-انسان در تربیت،نیازمند الگو می باشد.انبیا،شهدا،صدّیقین وصالحان، نمونه های زیبای انسانیّت اند. «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»

2-آنچه از خداوند به انسان می رسد،نعمت است.قهر و غضب را خود به وجود می آوریم.[95] «أَنْعَمْتَ، اَلْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ»

3-ابراز تنفّر از مغضوبان و گمراهان،جامعه اسلامی را در برابر پذیرش حکومت آنان،مقاوم و پایدار می کند. «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالِّینَ» [96]

 


[1]- عدد هفت،عدد آسمان ها،ایّام هفته،طواف،سعی بین صفا ومروه و پرتاب سنگ به شیطان نیز می باشد.

[2]- مستدرک،ج4،ح4365

[3]- بحار،ج 92،ص 257

[4]- عیون اخبار الرضا،ج2،ص27

[5]- بحار،ج 2،ص 100

[6]- علاّمه امینی قدس سره در تفسیر فاتحه الکتاب،روایات زیادی را در این زمینه نقل نموده است.

[7] - بحار،ج20 ص 218

[8] - هود،41

[9] - نمل،30

[10] - کنزالعمّال،ح 29558

[11] - تفسیربرهان،ج1،ص43

[12] - مسند احمد،ج3،ص 177 و ج4،ص 85.

[13] - مستدرک،ج3،ص233.

[14] - .بحار،ج 85،ص 20

[15] - سنن بیهقی،ج2،ص50

[16] - تفسیر مجمع البیان و فخررازی

[17] - امام رضا علیه السلام می فرماید:بسم اللّه یعنی نشان بندگی خدا را بر خود می نهم.تفسیر نورالثقلین.

[18] - نه فقط ذات او،بلکه نام او نیز از هر شریکی منزّه است؛ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی» حتّی شروع کردن کار به نام خدا و محمد صلی الله علیه و آله ممنوع است.اثبات الهداه،ج7،ص482.

[19] - «کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلاّ وَجْهَهُ» قصص،88.

[20] - تفسیر راهنما

[21] - .شاید معنای اینکه می گویند:تمام قرآن در سوره حمد،و تمام سوره حمد در بسم اللّه،و تمام بسم اللّه در حرف(باء)خلاصه می شود،این باشد که آفرینش هستی و هدایت آن،همه با استمداد از اوست.چنانکه رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با نام او آغاز گردید. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ»

 

[22] - انعام،164.

[23] - شعراء،24

[24] - تفسیر نورالثقلین.

[25] - الف ولام در «الْحَمْدُ» به معنای تمام حمد و جنس ستایش است. «

[26] - یونس،10

[27] - انعام،54

[28] - .اعراف،156

[29] - انبیاء،107

[30] - الرحمن،1-2

[31] - بقره،166

[32] - مؤمنون،101

[33] - شعراء،88

[34] - ممتحنه،3.

[35] - آل عمران،19.

[36] - زمر،3.

[37] - ذاریات،12

[38] - انفطار،18-19.

[39] - حجر،49-50.

[40] - غافر،3

[41] - مریم،93.

[42] - «وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّهُ» اگر هدایت الهی نبود ما هدایت نمی یافتیم.اعراف،43.

[43] - طه،50

[44] - .«صراط»در قیامت نام پلی است بر روی دوزخ که همه ی مردم باید از روی آن عبور کنند.

[45] - هود،56

[46] - یس،3-4.

[47] - یس،61

[48] - .آل عمران،101.

[49] - بنا بر اینکه الف و لام در «الصِّراطَ» اشاره به همان راه یکتاپرستی در آیه قبل باشد.

[50] - بنابر روایتی در تفسیر مجمع البیان،ج1،ص 58.

[51] - بنابر روایتی از امام صادق علیه السلام در تفسیر صافی،ج1،ص 86.

[52] - کسی که می گوید «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ...» مراحلی از هدایت را پشت سر گذارده است،بنابراین درخواست او،هدایت به مرحله بالاتری است.

[53] - بحار،ج 87،ص3.

[54] - «قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» انعام،161.

[55] - تفسیر نورالثقلین،ج1 ص20

[56] - در این باره می توان به کتاب اصول کافی،باب الاقتصاد فی العبادات مراجعه نمود.

[57] - شیطان به خدا گفت: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقِیمَ» اعراف،16.

[58] - اعراف،31.

[59] - .اسراء،29.

[60] - فرقان،67.

[61] - اسراء،110.

[62] - .بقره،83.

[63] - لقمان،15.

[64] - مریم،51.

[65] - مریم،15

[66] - بقره،43.

[67] - نساء،135.

[68] - مائده،8.

[69] - فتح،9

[70] - بقره،25

[71] - بقره،250

[72] - انفال،65.

[73] - بحار،ج2،ص 272

[74] - کافی،ج5،ص 28.

[75] -  «مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحِینَ» ،کسانی که خدا و رسول را پیروی کنند،آنان با کسانی هستند که خدا آنها را نعمت داده است،از پیامبران،راستگویان،شهدا و صالحان.نساء،69 و آیه 59 سوره مریم.

[76] - .در آیات متعدّدی از قرآن ویژگی های گمراهان و غضب شدگان و مصادیق آنها بیان شده است که برای نمونه به موارد ذیل اشاره می شود: *منافقان و مشرکان و بدگمانان به خداوند.نساء،116 و فتح،6. *کافران به آیات الهی و قاتلان انبیاء الهی.بقره،61. *اهل کتاب که در برابر دعوت به حقّ سرکشی کرده اند.آل عمران،110-112. *فراریان از جهاد.انفال،16. *پذیرندگان و جایگزین کنندگان کفر با ایمان.بقره،108 و نحل،106. *پذیرندگان ولایت دشمنان خدا و دوستداران رابطه ی با دشمنان خدا.ممتحنه،1.

[77] - بقره،47

-[78] بقره،61.

[79] - .نساء،46.

[80] - .نساء،161

[81] - مائده،24

[82] - «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ» بگو:ای اهل کتاب! در دینتان به ناحقّ غلوّ نکنید وبه دنبال خواهش های گمراهانِ پیش از خود نروید،که آنان افراد زیادی را گمراه کرده و از راه راست گمراه شده اند.مائده،77.

[83] - ضحی،7.

[84] - محمّد،1.

[85] - «مَنْ یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالْإِیمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ» بقره،108.

[86] - «وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِیداً» نساء،116.

[87] - «وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللّهِ... فَقَدْ ضَلَّ» نساء،136.                                               

[88] - «وَ مَنْ یَعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ» احزاب،36.

[89] - «لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ... وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ» ممتحنه،1.

[90] - «اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللّهُ» جاثیه،23.

[91] - «جَعَلُوا لِلّهِ أَنْداداً لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ» ابراهیم،30.

[92] - «وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِینَ» بقره،26.

[93] -  «أَنَّهُ مَنْ تَوَلاّهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ» حج،4.

[94] - «وَ إِنْ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضّالِّینَ» بقره،198.

[95] - درباره نعمت «أَنْعَمْتَ» بکار رفته،ولی در مورد عذاب،نفرمود:«غضبت»تو غضب کردی.

[96] - .قرآن سفارش کرده است: «لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ» هرگز سرپرستی گروه غضب شدگان الهی را نپذیرید.ممتحنه،13.


این وب سای بخشی از پورتال اینترنتی انهار میباشد. جهت استفاده از سایر امکانات این پورتال میتوانید از لینک های زیر استفاده نمائید:
انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما جمادی الثانی رجب شعبان رمضان شوال ذی القعده ذی الحجة محرم صفر ربیع الثانی ربیع الاول جمادی الاول نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس